سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
مردی به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت : «ای رسول خدا ! به من کاری بیاموز که چون انجامش دهم، خدا در آسمان، وزمینیانْ دوستم بدارند» .حضرت فرمود : «به آنچه نزد خداوند است، رغبت کن، تا خداوند دوستت بدارد و به آنچه نزد مردم است، بی میلی نشان بده، تا مردمْ دوستت بدارند» [امام صادق علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :251
بازدید دیروز :1230
کل بازدید :849781
تعداد کل یاداشته ها : 1912
95/6/10
6:29 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
دکتر بالتازار[3474]

خبر مایه
عناوین یادداشتهای وبلاگ
** * **** *** عناوین یادداشتها[1912]
                                                بسم الله الرحمن الرحیم

آقایی اومد داروخونه و جم فیبروزیل و 2 بسته چرک خشک کن خواست .
نسخه پیچ : کپسول چربی رو بهت میدم اما چرک خشک کن رو نه . اونو نخور .
آقا : چرا ؟
ن : ممنوع کردن .
آقا : جای دیگه میدن .
ن : نباید بدن ولی میدن .
آقا : حالا شما این دفعه رو بده .
ن : نمی تونیم بدیم .
آقا : 1 بسته بده . من که همیشه نمی خورم . 4-3 تا می خورم ول می کنم !
گفتم : همینه دیگه . مصرف غلط یعنی مصرف ناقص و ناتمام.این باعث بروز میکروب های مقاوم به درمان میشه .


مسئول صندوق که داروهای OTC هم میده اومد پیشم و گفت : آقای دکتر ! بچه ی 2 ساله سرما خورده . از دیشب آبریزش شدیدی داره . می ترسن بدتر بشه. دارویی میخوان که پیشگیری کنن !
گفتم : دارو نیاز نداره . نهایتا یه دیفن هیدرامین برای تخفیف آبریزش بینی . ترس هم نداره . چون بیماری باید دوره اش طی بشه و این داروها بر دوره بیماری تاثیر نداره . اگر بعد عفونت میکروبی بر اون سوار شد و مریض بدتر شد باید به پزشک مراجعه کنه .


نسخه پیچ : دکتر ! آقائه اومده میگه دهن بچه ام آفت زده .
 گفتم : یه ژل دهانی تریادنت بهش بدین .
  مرد ادامه داد : همه دهنش رو گرفته . چند روزه داره دارو می خوره شاید به خاطر اون باشه .
با شنیدن این سخن خیلی از دستش ناراحت شدم . چون برفک دهان رو آفت گفته بود .
بیمار وقتی اطلاعات نداره نباید برای بیماریش اسم بذاره . در این مورد ( برفک دهان ) داروی ما نه تنها فایده ای نداشت بلکه مضر هم بود .


 نسخه پیچ : دکتر ! بچه 6 ساله ای که شکمش خشکه درد می کنه . چی بدیم ؟
نسخه پیچ 2 : آب جوش نبات و عرق نعناع .
باهاش موافق بودم .
ن 1 : منم گفتم . قبول نکرد و گفت " گفتن حتما دارو بگیرم " .
گفتم :  دردهایی که داخلیه و مشخص نیست از کجاست براش دارویی نداریم .


یه نسخه اومد از کارشناس ارشد تغذیه و رژیم درمانی . 30 عدد قرص اسلیم کوییک داشت برای لاغری با دستور روزی یکی ! در حالی که دستور چاپ شده بر بسته دارو اینه " روزی 3 بار - 2-1 عدد قبل غذا "

 
( تجویز زیر دوز درمانی هیچ ارزش و کارایی نداره )

 به نسخه پیچ گفتم : فلانی ! دیدم که ویال سفتریاکسون بردی . نسخه بود ؟
گفت : برای دام بود . آشنا باشه میدیم !
تازه این رک و راستگو بود . دیدم که بعضی ها یواشکی داخل پلاستیک رنگی این جور داروها رو به آشناشون دادن .
 یعنی وقتی هم مدیریت ( که طبیعتا باید انگیزه های مادی داشته باشه و به فروش بیشتر فکر کنه ) میگه ندین باز هم  پنهانی کار خودشونو می کنن . این نشون میده که مشکل ما فرهنگیه .


نسخه پیچ : دکتر ! رفیقم برای مادرزنش یه دارو میخواد . سرما خورده . یه چیزی که سرفه شو ساکت کنه .
گفتم : هانی تیم بهش بده . ( ترکیب آویشی و عسل )
مرد وقتی قیمتش رو شنید ( 9000 تومن ) گفت : نه . یه چیز ارزون تر بده .
نسخه پیچ براش اکسپکتورانت برد .
گفتم : این کی بود ؟ حاضر نبود برای مادرزنش 9000 تومن خرج کنه ؟؟؟

 منو صدا کردن بیام جلو .
نسخه پیچ : دکتر بیا . این خانم آموکسی سیلین میخواد .
اومدم جلو . خانم گفت : آموکسی سیلین 4 روز به بچه دادم . داخل یخچال نذاشتم حالا دوباره تب کرده .
گفتم : نگهداری دارو روی جلدش نوشته نوشته . گاهی 7 روز گاهی 14 روز .
گفت: 14 روز تو یخچاله . من بیرون گذاشتم .
گفتم : الان چی از من میخوای ؟
گفت : 7 روز بیرون بوده میخوام یه بسته دیگه بخرم .
گفتم : چرا دارو رو کامل ندادی ؟

 
دارو رو باید تا آخر شیشه بهش می دادی . این کارت باعث بی تاثیر شدن دارو میشه . در هر صورت اگه دوباره لازمه باید پزشکت بنویسه . 

آقایی 2 تا نسخه آورد و گفت : سرنگ هاشو ندین .
گفتم : چرا ؟ مگه با چی میخواد بزنه ؟
نسخه پیچ : دکتر به دوستاش میگه سرنگ نگیر . یه خیلی سرنگ تو مطب داره . با اون می زنه .
گفتم : فکر کنم چند تا دارو رو با یه سرنگ می کشه می ریزه تو سرم .
ن : یه روز یه کارتن سرنگ آورده بود داروخونه . دکتر ما قبول نکرد ازش برداره .



دوستان سلام
--- modava_drugstore@ ---
این آدرس کانال تلگرام منه . لطفا عضو شین .
 
Reza safari، مانانا، من.تو.خدا، گل نرگس

  
  

                                           بسم الله الرحمن الرحیم

جوان نسخه ای آورد حاوی 40 تا پردنیزولون 50 بود .
پرسیدم : اینو قبلا مصرف کردی ؟ دستور نداره . چه جوری می خوردی ؟
 نسخه پیچ هم موقع تحویل دارو گفت : ببر پیش دکتر دستور بگیر .
 جوان رفت و ساعتی دیگه برگشت و گفت : دکتر گفته 5 میلی بدین .
جوان از ما تشکر کرد که حساس شدیم و گفت : چون اصرار کردید و تکرار کردید رفتم از دکتر پرسیدم .
( گاهی بعضی پزشک ها mg را شبیه صفر می نویسند و دوز دارو اشتباه می شود )


ما در همه زمینه ها نیاز به آموزش داریم .
سوار قطار رجا شدم ( قم -تهران ) .
مهماندار اومد و به هر مسافر یه بطری آب داد . بعضی از مسافران آب یخ زده خواستند و او به آنها آب یخ زده داد .
در حالی که آب یخ زده بهداشتی نیست .
پلاستیک در اثر حرارت یا یخ زدن ماده سمی آزاد می کند . از قرار پرسشنامه هایی در بین مسافران پخش شد و من این مطلب را متذکر شدم .


 نسخه ای ازماما اومد .
قرص آفرودیت تمام کرده بودیم .
گفتم قطره اش رو بذارن .
نسخه پیچ : قطره رو نشون بده به خانم دکتر ( منظورش ماما بود ) اگه قبول نکرد بیار .
مرد : قرص ندارین ؟
 ن : شرکتش نداره .
مرد : قرص بهتره یا قطره ؟
گفتم : قطره جذبش بهتره .
مرد قبول کرد و گفت می برم . اصلا به دکتر هم نمیگم . من باید مصرف کنم دیگه .
به نسخه پیچ گفتم : چرا گفتی اگه قبول نکرد پس بیار . قطره که بهتره .
گفت : اون هفته دادیم قبول نکرد و به مریض گفت " صبر کن تا قرصش بیاد " !


جوان : 2 بسته چرک خشک کن بده و یه قرص سرماخوردگی .
نسخه پیچ : چرک خشک کن برای چی میخوای ؟
جوان : دندون .
ن : قطره بگیر .
جوان : کپسول بده .
ن : کپسول نخور .
 جوان : چرک داره .
ن : همون قطره چرکشو می کشه .
جوان : کپسول چیزا نمیخوام قرمز رنگ میخوام !
( منظورش ژلوفن بود ! ژلوفن مسکنه نه آنتی بیوتیک )


 بیمار : گلودرد دارم آموکسی بده .
نسخه پیچ : بهترین چیز قرص مکیدنیه .
بیمار : مکیدنی چی ؟
ن : آلتادین .
بیمار : مزه اش چیه ؟ تلخ نباشه .
ن : نه . مثل نعناعه .
بیمار : کپسول بده .
ن : نمیشه .
بیمار : من فقط با کپسول جواب می گیرم ! درمان خونگی ! 
گفتم : درمان خونگی قرص مکیدنی-سرم شستشو-بخور-مایعات فراوان-سوپ داغ-ویتامین ث طبیعیه .
با اکراه قبول کرد و قرص رو خرید .


به نسخه پیچ باسابقه با عتاب گفتم : مگه قرار نبود هر دارویی داده میشه طبق نسخه باشه و در غیر اون با نظر شما و طبق مقررات عمل بشه . چرا فلانی چند تا پنی سیلین 5 میلیون به مشتری داد ؟
گفت : با من صحبتی نکرد با مشتری پچ پچ کرد و یه پلاستیک دستش داد . من فکر کردم لابد کاندوم میخواد .


مشتری : ب کمپلککس بهتره یا ب12 ؟!
نسخه پیچ : 2 تاشو با هم می زنن !
( هم مصرف کننده هم فروشنده هر 2 بی اطلاع . خیلی مشکل داریم )
( نیازی نیست که فرد خودسرانه آمپول ویتامینی بزنه . )


 یه نسخه ی ماما اومد توش نوشته بود " Vaslein tebi " !
( یعنی فینگلیش نوشتن تا کجاها رفته ! )




  
  
                                                        بسم الله الرحمن الرحیم

مشتری : آمپول 5000000 دارین ؟ ( برای دام می خواست )
نسخه پیچ که با او رودروایسی داشت : دکتر ! یه دونه بدیم ؟
گفتم : طبق مقررات .
به زبان ترکی به آقای مشتری گفت : سحر گل !
( یعنی صبح بیا بهت میدم )
خنده ام گرفت .
گفتم : فردا رو آنتنی .



پسر 14 ساله نسخه شو داد .
پرسیدم : سرمی که دکتر نوشته تزریقیه یا شستشو ؟ ( قید نشده بود )
پسر : من که دکتر نیستم بدونم !
گفتم : همین یک کلمه رو بدونی دکتر میشی ؟
گفت : بسته به شانس آدمم داره !
نسخه پیچ از حاضرجوابی پسر خوشش اومد و گفت : احسنت احسنت .


 پیرمرد دارویی خواست و نسخه پیچ گفت : آقای دکتر ! آقا کپسول میخوان .
  گفتم : بفرما .
  پیرمرد : یه بسته کپسول 500 بده .
گفتم : اون باید پزشک اجازه بده مصرف کنی .
رفت و زیر لب می گفت : باید التماس کنی .
ن : هوای پیرمردا رو داشته باش . تحمل شنیدن " نه " رو ندارن . میگن پیرا مثل بچه کوچیک میشن . درسته ؟


اینم یه نسخه ی قشنگ که توسط یه پزشک عمومی نوشته شده :
( برای اهل فن میگم )

 Surang Ansulin   N=30
Ansul Rigular    3  
 

جوان : 10 تا سفیکسیم بده .
  نسخه پیچ : نسخه میخواد .
جوان : همیشه مصرف می کنم !
ن : همیشگی نیست . دوره داره .
جوان : یه بسته بده . لوزه دارم .
ن : دارویی نیست که بتونم بدون نسخه بدم .
  جوان : آموکسی چی ؟!!

 
(متاسفانه درک درستی از آنتی بیوتیک و نحوه عمل اون در مردم وجود نداره . فکر می کنن هر دارویی برای هر بیماریی مناسبه . )

جوان : کوآموکسی کلاو بده .
  نسخه پیچ : کوآموکسی کلاو ؟؟؟
جوان : آره . سردرد داره .
ن :سردرد داره مسکن بگیر .
جوان : نه . پس آموکسی سیلین بده .
  ن : اونم نمیشه .
جوان : گفته یکی از این 3 تا رو بگیرم " سفالکسین یا آموکسی سیلین یا کوآموکسی کلاو " !
به من ارجاع دادن گفتم : اگه سینوزیت باشه بهترین کار شستشو با سرم نمکیه .
زنگ زد به اونی که فرستاده بودش داروخونه .
 
گفت :  الو حامد نمیدن ... هه هه ... درمانگاه بسته بود . رفتم داروخونه ...
( یعنی درمانگاه میدن . خیلی جاها میدن . مشکل ما فرهنگیه . از پزشک و داروساز و پرسنل داروخونه و مردم مصرف کننده دارو )

پیرمرد موقع گرفتن داروهاش پرسید : انسولینم خودکاریه ؟

نسخه پیچ : نه . خودکاری بخوای باید بگی دکتر بنویسه .

پیرمرد : نه . نمیخوام . یه بار نوشته بود نتونستم استفاده کنم همه شو دور ریختم ... 5-4 تا بود .

 
(اینم یک راه اتلاف دارو . سیستمی نیست که داروها به داروخونه برگرده .
تازه چطور ممکنه دارو تجویز بشه بدون آموزش بیمار و اطمینان از پذیرش بیمار ؟؟؟)

95/5/24::: 5:23 ع
نظر()
  
  
                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

آقای جوان : یه ورق قرص اسکازینا بده .
  نسخه پیچ : 1 یا 2 ( میلی ) ؟ جوان : قوی ترشو بده . نمی دونم یک قوی تره یا دو ! وااااای

 آقایی وارد داروخانه شد و بلند گفت : سلام علیکم .
داروخونه پر از افراد محلی بود .
کسی جوابشو نداد . گفت : تعجب کردین ؟ ... سلام دیگه ور افتاده ...
یکی از مشتری ها جواب داد : سلام علی آقا .
و او ادامه داد : سلام سلامتی میاره .
و همچنان دلخور بود .


 نسخه پیچ یه نسخه دستش بود .
با خودش زمزمه می کرد : متیل دوپا - متیل 4 پا .
بعد پرسید : چرا میگن متیل دوپا دکتر ؟ اینجوری دو پا جفتک می زنه ؟!


 زن جوان قطره تتراکایین می خواست .
هی چونه می زد . هر چه می گفتیم تتراکایین ضرر داره قبول نمی کرد .
زن : شوهرم جوشکاری کرده چشمش درد می کنه . نتونست بیاد . شما یه قطره بده . شما چیکار داری ؟ به پای خودش !
 
( صاحب نظران می گویند : وظیفه داروساز آموزش عموم مردم در باره خوددرمانی می باشد . داروساز حلقه ارتباطی بیمار و مصرف ایمن داروهاست . وظیفه داروساز فقط تامین دارو نیست بلکه مراقبت دارویی از اهم وظایف اوست . به جای فعالیت محصول محور باید به سمت فعالیت های " بیمار محور " حرکت کنیم . )

جوان : یه آزیترومایسین 200 بدین .
نسخه پیچ : بهش نده . ضرر داره .
جوان : بچه تب داره . گلوش درد می کنه .
  ن : چند سالشه ؟
جوان : 2 ساله . دیشب تب داشت . تب بر دادیم تبش قطع شد . الا گلوش تاول تاوله .
 ن : باید با تجویز پزشک باشه .
  جوان : یه ضعیفشو بده 2-1 روز بدم !
گفتم : باید بری متخصص بررسی کنه .
 جوان : مگه هر تبی نشونه عفونت نیست ؟
گفتم : ولی ممکنه ویروسی باشه . تو 3-2 روز اول چرک خشک کن نمیخواد .


پیرمرد : یه ورق چرک خشک کن بده .
نسخه پیچ : برای چی ؟
پیرمرد : سوزش ادرار دارم !وااااای
( نسخه پیچ با او صحبت کرد و از خوددرمانی منصرفش کرد . ولی در اکثر داروخونه ها این اتفاق می افته که بدون سوال و جواب چرک خشک کن به بیمار تحویل داده میشه . در حالی که این دارو ( آموکسی سیلین ) اصلا در این مورد کارایی نداشت . )


مرد میانسال : یه ورق آموکسی بده .
نسخه پیچ : نسخه میخواد .
مرد : یه ورق میخوام .
ن : همون یه ورق هم نسخه میخواد.
 مرد : حالا یه ورق بده . 
ن : نمیشه .
مرد : خواهش می کنم . 
ن : ضرر داره نخور . 
مرد : برای خودم نیست . برای زنمه !
ن : زنت مگه آدم نیست ؟ فرقی نمیکنه که . مگه میخوای به ضررش کار کنی ؟
مرد : حالا یه ورق بده کارم راه بیفته رفتم شهر می خرم ! وااااای
عصبانی شدم و گفتم : ببین . 10 بار بهش گفتی هیچ تاثیری نداشت .

ن : قرص مکیدنی ( آلتادین ) بگیر .
مرد : اینا تاثیری نداره !
ن : شربت ( اکسپکتورانت ) بگیر .
مرد : شربت نمی خوره !
 گفتم : یه بچه 10 ساله اگه بود حرف می شنید شما چرا اینهمه اصرار می کنی ؟؟؟
مرد رفت و یه بسته قرص مکیدنی رو خرید .

جوان : من دیشب استخر رفتم آب وارد مجاریم شده اسهال شدم .
گفتم : مجاری کجاست ؟؟؟
اشاره کرد به دهان و مری !!!
( گفتم : اولین باره که می بینم کسی به دهان میگه مجاری ! )


 جوان : نولوادکس دارین ؟
گفتم : برای چی هست ؟
گفت : اصلش برای سرطان سینه است اما من برای سر سینه هام می خورم . ورزشکارم ...
( باز هم قصه مصرف نا به جای دارو در بدن سازان )


خانمی اومد داروخونه و یه سرم می خواست .
از من پرسید : سرم قند و نمک رو میشه تو خونه زد ؟
گفتم : سرم دارویی نیست که فرد بیاد برا خودش تجویز کنه .
گفت : حامله ام . قلب جنین تشکیل نشده و ...
( یعنی اقدام به سقط در منزل ؟؟؟ خیلی خطر داره . )



نسخه پیچ رفته بود برای گزینش در اداره آموزش و پرورش .
می گفت : اگه قبول می شدیم یه عمر نون مفت می خوردیم از این دولت ! بابامون 70 سال زحمت کشید چی شد ؟ هیچی . صبح رفتم اداره - هر اتاق یه نفر بود با یه کولر گازی . داشتم یخ می زدم . گفت چیه ؟ گفتم سردمه . کمش کن .

 
( این فقط صرفا بیان یک دیدگاهه . همه کارمندان دولت نون مفت نمی خورن . بعضی هاشون وجدان کاری دارن . )

جوان : یه چرک خشک کن برای زن باردار میخوام !
نسخه پیچ : برو پیش دکتر .
گفتم : زن باردار هر دارویی بخواد مصرف کنه باید با اجازه پزشک متخصص باشه . تازه اگه باردار هم نبود نمی شد چرک خشک کن داد .
گفت : دکتر نوشته . نسخه شو پیدا نکردم . نمیشه ؟!وااااای
گفتم : نه . نسخه باید باشه . چون انواع زیادی داره .


95/5/24::: 5:18 ع
نظر()
  
  
                                       بسم الله الرحمن الرحیم

جوان : آزیترومایسین دارین ؟
نسخه پیچ : آره . جوان : یه بسته بدین .
ن : برای چی ؟
جوان : حساسیت !
ن : برای حساسیت نیست که .
جوان : دارویی شبیه این اسم ندارین ؟ دکتر داده بود برای آبریزش بینی و حساسیت .
ما هم بهش ستریزین دادیم .

 
( حالا اگه نمی پرسیدیم و می دادیم همینطوری مصرف می کرد )

 جوان افغانی : یه قطره چشم بده .
نسخه پیچ : چه قطره ای ؟
جوان : قطره چشم دیگه ! برای کسی میخوام !
ن : مشکل چشمش چیه ؟
جوان : نمی دونم . گفته یه قطره بگیر !!!وااااای

اینم یه خبری که خونده بودم . میزان اعتبارش رو نمی دونم
خواب کمتر از 6 ساعت و بالای 8 ساعت باعث ابتلا به دیابت می شود .


 80 درصد مساجد آمریکا تحت تاثیر وهابی هاست و اونا دارن پول خرج می کنن و تبلیغ می کنن .
یعنی جوان غربی که جذب اسلام میشه اولین روایتی از اسلام که می شنوه روایت وهابی هاست .
افسوس .
درست مثل مردم شام در زمان معاویه .


فرق ما با اصحاب پیمبر ( اونایی که واقعا صحابی بودن ) چیه که اونا می شنیدن و باور می کردن
و ما می شنویم و کمتر اثر می پذیریم ؟؟؟


خانمم یکی از دوستان قدیمیش رو بعد از سالها پیدا کرد .
اون درس خوند و شد متخصص طب اورژانس .
صحبت کشید به طب سنتی .
خانمم پرسید : شما نظرت در باره طب سنتی چیه ؟ به اون اعتقاد داری ؟
گفت : نه تایید می کنم نه رد . اما یه بار دچار حساسیتی شدم که کلافه ام کرده بود . هر چی قرص می خوردم جواب نمی داد تا اینکه یکی به من گفت عنبر نسارا دود بدم . این کارو کردم و از حساسیت رهایی پیدا کردم .


95/5/5::: 12:18 ع
نظر()
  
  
                                       بسم الله الرحمن الرحیم


2 تا داروخونه دامپزشکی تو منطقه مون داریم ولی با این حال مردم بیشتر تمایل به داروهای انسانی دارن .
ما هم گاهی با اونا صحبت می کنیم و سعی می کنیم جلوی مصرف خودسرانه دارو رو بگیریم .
نسخه پیچ که خودش فوق دیپلم دامپزشکی خونده گفت : داروی انسانی خوبه .
گفتم : چرا ؟
گفت : دامی که همه راه ها رو رفتن و خوب نشده یه سفازولین تو رگ گردنش می زنن . اگه خوب شد که چه بهتر و اگه نشد میره کشتارگاه .
 
اما اگه تو عضله اش بزنن سیاه میشه گوشت رد میشه . 5 میلیون تومن می پره !

ادامه داد : تو کشتارگاه هم دکتر نیست . اکثرا این کارآموزا هستن . ظاهر گوشت که قرمز باشه تایید می کنن . حتی تو داروخونه دامپزشکی هم اکثر اوقات دکتر نیست .

منم برای مرغ مینام کلی دارو گرفتم خب نشد سرماخوردگی قرصش رو تو ابش ریختم خب شد !!!!!!. - *لیلا*

زنگ زدم به مطب .
گفتم : آقای دکتر ! نامه از دانشگاه اومده که شیاف دیکلوفناک برای تب بچه ها داده نشه . عوارض گوارشی داره .
گفت : من به تجربه خودم بیشتر اعتماد می کنم تا نامه . اگه شما هم ندین من خودم میارم تو مطب به مریضام میدم ! اگه شب بچه تشنج کنه بابای بچه با بیل میاد سر من !


جوان : یه چرک خشک کن بده هم برای گوش خوب باشه هم برای دندون !
 اونو به من ارجاع دادن و گفتن : دکتر ! داماد راننده سرویسمونه . ببین چی میخواد !وااااای
جوان سوالشو تکرار کرد .
گفتم : گوش ؟ از کی درد می کنه ؟
گفت : قبل ماه رمضون رفتم دریا ( 45 روز پیش ) از اون موقع درد می کنه .
گفتم : باید معاینه بشه . بینه اصلا عفونته - التهابه - چیه .
گفت : احساس می کنم درد دندونم هم به اون ربط داشته باشه .
گفتم : احتمالا .
 
گفت : پس میرم دکتر اداره . فردا میرم نشون میدم .

 یکی از نسخه پیچ ها که سابقه دار بود و برای مشتری ها بی باک تجویز دارو می کرد برای مادربزرگش ترامادول برد .
مادربزرگ بعد از خوردن قرص می پرید این ور و اون ور .
می گفت : ننه ! تو از دکترا بیشتر می فهمی . اونا درد منو تشخیص ندادن . تو دادی !
( ترامادول داروی ممنوعه است و فقط با تجویز باید باشه )


مرد میانسال : یه قطره چشم بده .
گفتم : برای چی ؟
 مرد : چشمم درد می کنه .
گفتم : هر 2 یا یکی ؟
گفت : یکی .
گفتم : چند روزه ؟
گفت : 3-2 روزه .
گفتم : تار می بینی ؟ چرک داره ؟
 گفت : نه .
گفتم : به خاطر کاره ؟
گفت : برای کار نیست .
گفتم : آفتاب زیاد میری ؟
گفت : نه .
خوب آخرش چی ؟؟؟ شبیه هیچی نبود .
گفتم : باید بری دکتر چشم .
نسخه پیچ : بیمه روستایی داری ؟
مرد : نه .تا حالا جاییم درد نمی کرد دفترچه نگرفتم ! وااااای

 
نسخه پیچ : برو مرکز جوادالائمه . مرکز تخصصی چشمه . معاینه ات کنه .
( عده ای تا مریض نشن دنبال بیمه نمیرن . به این میگن فقر فرهنگی )


مرد میانسال اومده بود داروشو بگیره که نسخه پیچ نسخه های قبلیشو که از طرف بیمه مکمل برگشت خورده بود آورد جلو و گفت : اینا رو باید پولشو بدی . برگشت زدن .
مرد قبول کرد .
در مورد نسخه جدید هم 2-1 قلم رو گفت که باید پول بده .
نسخه پیچ  : اوه . گاباپنتینش هم تخصصیه . اونم بیمه نمیده . اینو ندیده بودم . شما دکترت عمومیه . دفعه بعد برو پیش متخصص داروتو بنویسه .
مرد : مسخره کردن . پس میگن بدون سقفه چیه ؟ من نمی فهمم . سرشو آقای روحانی ول کرده
 
تهش رو گرفته که یه ذره نریزه . حقوق های 300 میلیونی - 200 میلیونی می گیرن .
زنش : بس کن . سرتو به باد میدی .
مرد : ما سرمون به باد رفته است . 



 مرد میانسال : سامانه تایید نسخه تون درست شد ؟
نسخه پیچ : آره . 3-2 روزه درست شده .
نسخه اش رو که قبلا آزاد گرفته بود داد تا بیمه ای حساب بشه .
ن : تاریخش گذشته . ببر دکتر تاریخشو اصلاح کنه .
رفت و ساعتی دیگه با 5 تا دفترچه برگشت .
ن طعنه زد  : اینا همه با هم مریض شدن ؟؟؟
  مرد : بابام که مرد بچه هامون افتادن . دکتر اومد خونه سرم از خودش آورد و زد . حالا باید ببرم پس بدم !
  موقع تحویل گرفتن گفت : 5 تا دفترچه بود یا 6 تا ؟! وااااای



 از خامه هم بترسین . می تونه تب مالت بیاره .
 
خامه را دوست دارم   - ذره بین زنده

اصلاح می کنم : از خامه غیر پاستوریزه بترسین .

درود بر اصلاحات   - ذره بین زنده

می بینم که نقاب زدی . بله ما به کسی که نقاب بزنه و از اصلاحات بگه ایمان نداریم .  

مگه شما نگفتی "اصلاح می کنم"؟ - ذره بین زنده

درود بر اصلاحات - ذره بین زنده - *لیلا*

خوب که به این چیزا علاقه ای نداریم ! - *ری را

 پیرمرد نسخه اش رو داد . ریفامپین بود برای تب مالت .

گفت : آمپولشو (استرپتومایسین ) چرا نمیدن ؟

گفتم : آمپول 10 روزه است .

 گفت : الان 2 ماهه دارم کپسول می خورم . دکتر گفته برای پیرها آمپول خوب نیست .

گفتم : آره . آمپول عوارض گوشی و کلیوی داره و برای شما خوب نیست .

به هر حال باید 2 ماه دارو رو بخوری . تب مالت از شیر نجوشیده است و پنیر تازه .

گفت : من ماه هاست شیر نمی خورم . توی دام بریم تب مالت می گیریم .

 
اگه نریم از ما که کار دیگه ای بر نمیاد .
قدیم تو دام می خوابیدیم . کوچ می رفتیم . این خبرا نبود !
ن : چرا بود ولی شناخته شده نبود .
گفت : می دونم به خاطر چی می گیریم . یه وقت دام می زائه بهش دست می زنیم بعد یادمون میره دستمونو بشوریم می زنیم به دهنمون .
ن : گوسفند داری ؟
پیرمرد : گوسفندامو فروختم . الان گوساله دارم . 

ن : گوساله که تب مالت نداره . ها ؟

پیرمرد : گوساله ما نره . تب مالت نداره . ماده که نیست شیر بده !!! وااااای

 

( تب مالت که نر و ماده نداره . )


  
  
                                        بسم الله الرحمن الرحیم

مرد میانسال : یه ورق مترونیدازول بده .
 نسخه پیچ : نمیشه .
مرد : فلانی (نسخه پیچ قدیمی ) بود می داد .
 اومد پیش ما .
ن 2 : اینا رو مصرف نکن . یه دوره دادی بسه . ضرر داره .
 مرد اصرار کرد .
ن 2 : اگه فایده داشت می دادم . اگه لازم داری باید دوباره بری دکتر . برای چیه ؟
  مرد سکوت کرد .
ن  2 : اطلاع نداری ؟
مرد : عفونت ادراری .
گفتم : برای عفونت ادراری نیست .
 گفت : بیماری زنان .
برای اینکه دیگه اصرار نکنه قاطع گفتم : فقط با نسخه جدید میدیم .

 نسخه پیچ موقع پیچیدن نسخه بروشور دارو رو انداخت تو سطل زباله .
گفتم : چرا بروشورو انداختی ؟ می دونی اگه دارویی بروشور نداشته باشه وزارتخونه اجازه تولید بهش نمیده ؟
گفت : کجاش درسته که اینجاش باشه ؟! وااااای
گفتم : این کارت غلطه . چه ربطی به بقیه چیزا داره ؟؟؟


مردی اومد داروخونه و رفت پیش صندوق دار - چون معمولا داروهای بدون نسخه از اون طرف تهیه میشه - گفت : مترونیدازول میخوام .
 2 بار گفت قبول نکردن گفتن : برو پیش دکتر .
اومد پیشم .
گفتم : این دارو دوره مصرف داره .
گفت : یه بسته بده .
گفتم : برای چی میخوای ؟
گفت : برای خانوممه . دردشو تسکین داده !
گفتم : مسکن نیست .
گفت : حتما بهش ساخته که گفته دوباره بگیر ! وااااای
( چه استدلالی ! )
گفتم : باید با تجویز باشه .
گفت : شما چیکار داری بده ! 

 گفتم : اینطوری نمیدیم .
گفت : نمیدین ؟
گفتم : نه . 

 مرد جوان : داروی دل درد برای بچه میخوام .
 نسخه پیچ : سنش چقدره ؟
مرد : 20 روزشه .
  ن : کتر دارو داریم ؟ گریپ میکسچر بدیم ؟
گفتم : رو اینا نوشته بالای 1 ماه ... هواگیری کنه . بعد از شیر  به پشتش بزنه .
ن : شیر که خورد 3-2 تا مشت پشتش بزن ! قاط زدم
همه زدیم زیر خنده .
گفتم : اینجوری دیگه به کل بچه ساکت میشه .  بعد از شیر یک ربع آروم به پشت بچه بزنین .


تو نسخه ی بیمار سرم 1 لیتری یک سوم دو سوم نوشته بود .
تمام کرده بودیم .
زنگ زدیم به دکتر  قبول نکرد نوع سرم رو عوض کنیم .
گفت : 2 تا نیم بدین .
نسخه پیچ به بیمار گفت : 2500 تومن باید اختلاف قیمتشو بپردازی .
گفت : شما نداری جورشو من باید بکشم ؟
ن : شما که دیدی . من زنگ زدم . دکتر قبول نکرد .
  بیمار : تازه فقط این نیست که . برای وصل سرم هم باید پول اضافه بدم .


مرد میانسال : یه قرص اسهال انسانی بده .
نسخه پیچ : برای چی ؟
مرد : راستشو بگم ؟ گوساله است . 3-2 روزشه . هر چی داروی دامی دادم خوب نشده . یکی گفته قرص انسانی بده . اسمشم نمی دونم . قهوه ایه .
 یکی از نسخه پیچ ها که تجربه دام پروری داشت رفت و براش قرص دیفنوکسیلات آورد .
پرسید : چند کیلوئه ؟
مرد : 35-30 کیلو .
 ن : اول 2 تا بده بعد هر 8 ساعت یکی .
مرد : دستتون درد نکنه . دعاتون می کنم . اگه بمیره شیر مادرش خشک میشه .



  
  
                                    بسم الله الرحمن الرحیم

جوان : لثه ام یه دونه زده . درد نداره . هر چند مدت ازش چرک میاد .
گفتم : باید بری دکتر . این کیسته . استخون فک رو تخریب می کنه .
نسخه پیچ : یه قطره پرسیکا بهش بدیم ؟
گفتم : نه . فایده ای نداره . باید بره نشون بده .
  ن : یه قطره بهش میدادی ... اومد تا اینجا ... تازه زیاد هم داریم ! وااااای 



کیه که ندونه اقتصاد بیمار ما که یه فلج مادرزاده با 100 روز که چه عرض کنم با 100 هزار روز هم اصلاح نمیشه تا مدیران ما اینن .

 
متاسفانه - پیام رهایی

فقط یه دیوانه ( یا جاهل یا دروغگو و خیانتکار ) می تونست شعار تحول در 100 روزو بده .
آیا دادن چنین شعاری برای رقابت انتخاباتی مصداق تقلب نیست ؟؟؟
کلینتون رو با اون عظمتش دادگاهی کردن که چرا به دروغ گفته با فلان زن ارتباط نداشته .
( اصل ارتباط براشون مهم نیست دروغ مهمه )
آیا در ایران هر کی هر چی دلش خواست شعار بده . مرجعی نیست رسیدگی کنه ؟؟؟

 دیروز تو برنامه 180 درجه ( شبکه افق - عصر جمعه ) گفته بود
" قانونی هست که داره خاک می خوره مبنی بر اینکه دولت هر نیازی داره باید در سایت اعلام کنه و مناقصه بذاره و بعد از خریدن کالا اعلام کنه من از کی و با چه شرایطی خریدم " .
به همین یه قانون عمل کنن ایران متحول میشه .
 
پ ن : پس اون پول های کثیف ( پورسانت ) چی میشه ؟؟؟


نسخه پیچ : شما اون ور بودی یکی اومد و گفت " یه سیپروفلوکساسین بده و یه دیفنوکسیلات "
گفتم " این دارو تخصصیه . همینطوری مصرف نکن "
گفت " من همیشه مصرف می کنم "
بهش ندادم . رفت و چند دقیقه بعد با نسخه اومد . سیپرو 500 نوشته بود . زیرشم سیپرو 250 .
گفتم " اون دیگه چیه ؟ "
گفت " برای بچه ام . اونم اسهال داره " !

 
( اینه وضع دارو درمانی ما . کی باید اینو درست کنه ؟؟؟ )

چند تا قوطی گنده مکمل رو پیشخوان چیده بودیم .
پسر نوجوان ( 10 ساله ) از باباش پرسید : اینا برای دایی خوبه ؟
  پدر گفت : نه . دایی کشتی گیره . این برای پرورش اندام خوبه که بازوهاش فلانه . اونا مثل بادکنکن . زور ندارن . وقتی هم که نخورن پوستاشون چین می خوره . نه آقای دکتر ؟ ... برای بچه توضیح دادم که یه وقت نره سراغ این چیزا .


خانم : 2 بسته چرک خشک کن بده .
 گفتم : چی ؟
 خانم : آموکسی سیلین .
گفتم : نسخه باید باشه .
رو به نسخه پیچ که قدیمی تر بود و آشنا گفت : تو یه چیزی به این بگو . آموکسی سیلین نمیده ! وااااای
نسخه پیچ : عفونت داره ؟
  خانم : نمی دونم .
ن : نه . اینا رو نبر . ضرر داره .
خانم : شما چیکار داری ؟! دوست داره بخوره . ضررش با خودش ! وااااای
ن : شربت ببر .
خانم : چرک خشک کن میخواد .
 ن : نخور .
خانم : خودم نمی خورم . برای شوهرم میخوام .

 
ن : دکتر باید بنویسه . مثل شما که داروی اعصاب می خوری . میری تهران .
خانم قبول کرد .

جوان یه بسته چرک خشک کن خواست .
نسخه پیچ : برای چی ؟
 جوان : دندون .
ن : برای دندون مصرف نکن . مسکن بگیر .
جوان رفت اون ور و دوباره تقاضای چرک خشک کن کرد .
ن : ممنوع کردن .
جوان : از کی ممنوع کردن ؟
 ن : اون تابلو رو بخون .
جوان : نه . شما میخواین 15000 تومن خرج گردن من بذارین !
ن: ژل دندون بگیر . دندونت سوراخه ؟
 جوان: نمی دونم برای چی میخوان . گفتن برو بگیر!
ن : نون و پنیر که نیست . داروئه . هر دارویی مقرراتی داره .

جوان : این مسخره بازی ها چیه شما در آوردین ؟ مسخره ها !
و با قهر رفت .

( تو عمر کاری 30 ساله مون هزاران از این توهین ها می شنویم . )


گفتم : جویبار که بودم یه پزشک نخ بخیه می آورد داروخونه و می خواست به جاش چیزی بگیره که من قبول نمی کردم .

آخه نخ بخیه از کجا ؟؟؟ اینجام از این موارد پیش میاد ؟

نسخه پیچ : چند سال پیش دکتر @ 200 تا آب مقطر و سرنگ و اسکالپ آورده بود . من به دکتر داروخونه گفتم " اینا معلوم نیست از کجاست . اگه جلوشو نگیری معلوم نیست آخرش چی باشه " دکتر هم به کل مخالفت کرد و این کارا تو این داروخونه صورت نگرفت .

حتی مسئول فنی جانشین دکتر ما می رفت نسخه می نوشت . بعد می گفت " قیمت بزن . به جای اسپری متفورمین هگزال و سانستول می برم " منم به دکتر گفتم و جلوشو گرفتیم .
( تو هر صنفی هستن آدمایی که وظیفه شناس نیستن . )

  
  
                                                                یهوه

شبکه پویا دیگه حال ما رو به هم زده .
همه اش قصه های بزی ( شنگول منگول - دهکده بزابزا و ... )
آخه اینا فکر نمی کنن که این قصه های توهمی چه بر سر بچه ها میاره ؟
یه بز میاد با شاخش گرگ رو شکست میده !
بزرگ که بشن میشن مثل آدمای وزارت خارجه .
توهم می زنن و میرن با آمریکا مذاکره می کنن و خوشحالن که تونستن شکستش بدن .


پیرمرد یه نسخه آورد حاوی 20 تا مترونیدازول .
می گفت : شکمم 20 روز بود کار نکرده بود . یکی گفت گل محمدی رو بجوشون و بخور . منم به جای 3-2 تا دونه زیادتر استفاده کردم . شکمم شدید کار کرد . دوباره رفتم دکتر برام قرصی نوشت که بند بیاره ! منم چند تا دونه از اون قرصا خوردم دیگه نخوردم . امروز دوباره اسهال شدم و رفتم دکتر ! نفخ می کنم .
 
نسخه پیچ : آب یخ نخور .
گفتم : آب یخ معده رو به هم می ریزه .
گفت : پشت پیکان که می شینم عرق زیاد می کنم .
گفتم : گرمازدگی ... اگه این باشه آب تنها هم به دردت نمی خوره . باید نمک هم به بدنت برسه . دوغ بخور ... نمک دریا

جوان : آقای بخشی ! از اون مسکن های فوری دندون بده .
نسخه پیچ : دنتول ؟
 جوان : آره .
ن : برو اون ور بگیر .
بعد آروم گفت : هیچ اثری نداره !
گفتم : مریض خودش داره میگه اثر داره تو میگی نداره ؟!
گفت : هیچ فایده ای نداره . فقط ژلوفن و آموکسی ! وااااای


 مردی اومد داروخونه و گفت : معده خانومم درد می گیره .
قرص و شربت بهش معرفی کردیم قبول نکرد .
گفت : فقط آمپول . همه چی خورده خوب نشده .
ما هم دلمون سوخت و بهش آمپول سایمتیدین دادیم .
رفت و برگشت و گفت : گفتن اینو پس بده آمپول رانیتیدین بگیر !
 گفتم : رانیتیدین دوزش خیلی کمه . به درد بچه ها می خوره . همینو ببر .
گفت : تزریقاتی گفته عوض کن .
گفتم : اصلا ما اشتباه کردیم که بهت آمپول دادیم .


اینم یه خاطره نادر از زبان نسخه پیچ :
پزشک برای مریض آمی تریپ تیلین نوشته بود .
دکتر داروخونه به مریض گفت این دارو به درد شما نمی خوره . شما باید دپاکین مصرف کنی .
مریض هم هر 2 رو گرفت و رفت مطب دکتر .
دکتر به او گفت " چرا این دارو رو گرفتی " ؟
مرد هم که قبلش با زنش دعوا کرده بود و ناراحت بود عصبانی شد و به دکتر گفت " نه تو می فهمی و نه دکتر داروخونه " و پلاستیک دارو رو انداخت رو میز دکتر و رفت .

 
بعد دکتر @ زنگ زد داروخونه و ناراحت بود و می خواست با دکتر داروخونه حرف بزنه که ما یه جور سرش رو هم آوردیم .

صندوق دار به جای 200 تومن پول خرد یه بیسکویت ویفر داد به پیرمرد .
پیرمرد : داروخونه برای اینکه ضعف نکنیم دیگه از اینا میده ؟
  نسخه پیچ : تازه بعدا میخوایم چیپس و پفک هم بیاریم .

مرد میانسال اومده بود برای مادرش یه آمپول چرک خشک کن بگیره .
می گفت زانوی مادرش ورم کرده .
گفتیم هر ورمی که عفونت نیست .
گفت : ظاهرا زمین خورده . نمی دونم کی و کجا . نمیگن که . به من گفته این عصا رو می تونی درست کنی گفتم نه . پیچش مشکل داره . گفت زمین خوردم .
هر چه گفت ما براش دلیل آوردیم .
نسخه پیچ : تو که دیروز دارو گرفتی و مصرف کردی . سرم . 2 تا سفازولین و ...
مرد میانسال : داروها رو که بردم دکتر
 
  دکتر داشت سرم مادرم رو می کشید گفتم من که تازه دارو آوردم . گفت خودم داشتم زدم ... الکی میگه نزده ... کلا پلاستیک دارو رو برداشت گذاشت کنار .

18 نفرن که خواب ندارن ( کاربران حاضر ) من بهشون دیفن هیدرامین رو توصیه می کنم .
 
تا اسمش اومد 2 نفر خوابیدن . شدیم 16 نفر .

دیفن هیدرامین وحشتناکه ... توصیه نکنید - ایوان خاطره

دیفن هیدرامین تنها داروی خواب آور بدون نیاز به نسخه در آمریکاست .

پیرمرد : یه بسته قرص سرماخوردگی و یه بسته کپسول بده .
  نسخه پیچ : کپسول نگیر همون قرص سرماخوردگی بسه .
پیرمرد : برای کسی میخوام .
ن : کپسول نخور . دستور اومده که کپسول فقط با نظر پزشک باشه .
پیرمرد : برای خودم نیست . برای پسرمه !
ن : پسر شمام مثل شماست دیگه . اونم بنده خدا مگه چیه ؟ جونش مثل جون شماست دیگه .

 جوانی جلد یه کرم رو آورد تا از روش تکرار کنه .
تریلمسینولون بود .
حدس زدم برای پای بچه بخواد .
رفتم طرفش و گفتم : برای چی مصرف می کنی ؟
گفت : دکتر برای پای بچه داده !
روی کارتن دارو دستور نوشته بود .
معلوم بود با نسخه گرفته .
براش توضیح دادم که نباید مکرر و طولانی مدت استفاده کنه .
داروی بی ضرر زینک اکساید رو معرفی کردم .
بعد زنگ زدم به دکترش و گفتم : دکتر ! ما که حتی هیدروکورتیزون که بی ضررتره
 
برای ادرار سوختگی نمیدیم . شما اگه اینجور داروها رو دادی رو نسخه بنویس به مدت 3-2 روز که ما هم به مریض بگیم و روی داروش بنویسیم .
دکتر گفت : من همه اینها رو برای مریض میگم .
___________________________________________________

بیمار دیگه ای هم بسته خالی ویتامین د3 رو آورده بود از روش بگیره .
نگاه کردم دیدم دستور داره هر 3 روز یکی .
گفتم : اینو دیگه با این دستور نخور . مسمومیت با ویتامین د رخ میده .
هر 15 روز یا ماهی یه دونه بخور .
بعد زنگ زدم به دکتر تا باهاش صحبت کنم که در دسترس نبود . گوشیش رو پیامگیر بود !

 مساله :
چرا تامین اجتماعی داروخونه ها رو موظف کرده حتما دستگاه پوز بانک رفاه رو در داروخونه راه اندازی کنن تا مطالبات اونا رو پرداخت کنه ؟؟؟

( گفتن با نصب پوز مطالبات رو به جای 6-5 ماه 2 ماهه میدن . یعنی برای پرداخت طلب آدم هم براش شرط میذارن ؟؟؟ )


آقایی اومد داروخونه و رفت پیش نسخه پیچ و گفت : آقای بخشی ! من خانومم بتادین مصرف داره . با دکتر صحبت کردم . گفت من دارو می نویسم داروخونه جابه جا کنه .
نسخه پیچ که با او رودروایسی هم داشت گفت : نه . نمیشه . یعنی دستور دادن به هیچ وجه جابه جایی صورت نگیره . اکیدا ممنوع کردن . دست ما بسته است . ممکنه خبردار بشن .
بعد از رفتن بیمار گفت : نمیشه که 100 هزار تومن بخوام بتادین بدم .

 
دکتر چیکاره هست که بگه جابه جا کنن . یه بار اگه بکنم هر روز میاد تقاضا می کنه . 
__________________________________________

آقای دیگری که اونجا بود از بیمه گلایه کرد و گفت : دفترچه پسرم رو ندادن و گفتن 23 سالشه . پسرم منگله .
اون کسی که اونجا نشسته اینقدر عقلش نمیرسه که منگل که خوب نمیشه . پارسال مریض بود امسال خوب شد ؟؟؟
گفت باید بره تهران ببینیم . حالا یا دفترچه میدن یا نمیدن . منم مجبور شدم با دفترچه زنم بیارمش .

95/4/22::: 12:5 ص
نظر()
  
  
                                             یهوه

دوستان ! فضای مجازی رو دست کم نگیرین . این مثل سلاحه .
همون سلاحی که دشمن به سوی ما گرفته ما به سوی خودش می گیریم .


 آه ... و قلیل من عبادی الشکور .

 
از یک خروش سحر شب زنده دارها              حاجت روا شدند هزاران هزارها .

حیف شد .
می خواستم این کارو بکنم ولی فراموشم شد . 
می خواستم " هفته حقوق بشر آمریکایی " رو یادآوری کنم و گرامی بدارم ! که نشد .
انشاء الله سال دیگه .
دوستان می دونن که این هفته کی هست ؟ و چه مسائلی در اون اتفاق افتاده ؟

 
6 تیر سوء قصد به رهبر ما امام خامنه ای .
7 تیر که واقعا یه کودتا بود . از 3 قوه بزرگانی رو کشتن . هدفشون براندازی بود .

8 تیر -

9 تیر -

10 تیر - 

11 تیر -

12 تیر حمله به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس .


26 نفر هستن .
سلام .
شما زنده این هنوز ؟ 
 95/4/10  
سلام بر شما - قلمدون
سلام علیکم بله شکر خدا زنده ایم - شمس الظلام
خو الحمدلله . بقیه چی ؟ کسی زنده هست ؟ چرا نمیرین کانال تلگرام من عضو شین ؟ به دردتون میخوره ها .
من هر کاری کردم نتونستم، عضو بشم ؟ ! - قلمدون

سلام دکتر خوبی / - * گشت ارشاد *

سلام ارشاد من . قبول باشه نماز روزه / آدرس صحیح اینه modava_drugstore @

بابا ! عضو شین دیگه شب بخوابم صبح ببینم که 100000 تا عضو داره .

من دیگه دارم کم کمک میرم . ببینم چه کار می کنین .

من زندم هنوز در حال پاسخگوییم! - * آناهیتا*

دکتر من تلگرامو حذف کردم خیلی وقته - * گشت ارشاد *

ممکنه تلگرام و گروه ها و چت و این جور چیزا وقت آدم رو تلف کنه .
اما اگه کسی تلگرام داره کانال داروخونه ما سعی می کنه فقط اطلاعات پزشکی به مخاطب بده .


بله دکتر من کلا دنبال علم نیستم... - * گشت ارشاد *

با کمال افتخار بالاخره تونستم عضو بشم - قلمدون

اگه دنبال علم نیستی پس چی هستی ؟ جاهل ؟؟؟

خداخیرتون بده . تبلیغ کنین . سود مادی که برا ما نداره .

چطوری عضو بشیم - *ترخون بانو*

(( ببین من بالاخره اینطوری عضو شدم ... این آدرس را modava_drugstore@ برای دیگری بفرست. بعد خودت روی همون لینکی که فرستادی کلیک کن، عضو میشی . - قلمدون ))

بله من جاهلم... متشکر... - * گشت ارشاد *

بله ممنون خانم قلمدون - *ترخون بانو*

سلام.بله زنده ایم - mohadeseh*


پیرمرد زنگ زد داروخونه و با نسخه پیچ صحبت کرد : چرا به ما دارو نمیدین ؟ مگه ما چیکار کردیم ؟ قبلا که پسرم تو اون داروخونه کار می کرد همه چی می دادین . دیروز دامادم اومد دارو ندادین . مگه دامادامو بفرستم درستتون کنن ؟!!
نسخه پیچ پیغامشو رسوند .
یه بار دیگه هم زنگ زد و گله کرد.
این دفعه نسخه پیچ سابقه دارتر گوشی رو برداشت و گفت : نه . ما مشکلی با شما نداریم . شما هر وقت چیزی خواستی بیا پیش خودم !
 
( از وقتی اومدم تو این داروخونه از فروش بدون نسخه دارو خصوصا آنتی بیوتیک ها جلوگیری کردم . البته سعی می کنم داروی مناسبی جایگزینش کنم که کمتر صدای مردم در بیاد . )

جوان یه نسخه آورده بو حاوی " کلوفک - کلپرمین - مولتی دیلی " .
داروهاش گرون می شد .
بیمه ای نبود .
گفت : پدرخانومم جانبازه . میرم دفترچه اون می نویسم میام .
 نسخه پیچ : عیب نداره ! وااااای
جوان رفت .
گفتم : عیب نداره ؟؟؟ این که سراسر عیبه .
ن : چی می گفتم ؟ می گفتم ننویس نمی نوشت ؟
 گفتم : می گفتی کار زشتیه .
  گفت : باید می گفتم نمیدیم . ولی مگه می تونیم ندیم ؟؟؟

 
( پزشک باید رعایت کنه و داروی بیماری رو در دفترچه غیر ننویسه . داروخونه کاری نمی تونه بکنه . )


جوان افغانی : یه قرص فشار بده .
نسخه پیچ : نمونه آوردی ؟
جوان : نه .
نسخه پیچ : اسمشو می دونی ؟
جوان : نه . برای مادرزنم میخوام . روزه می گیره فشارش میره بالا .
گفتم : احتمالا فشارش میاد پایین .
فشارشو گرفتین ؟
قرص فشار به کسی میدن که مرتب داره می خوره . مصرف موردی نداره .


 پیرمرد که یه ورق مصرف شده قرص آتورواستاتین دستش بود پرسید : این قرص چیه ؟
  نسخه پیچ : برای چربی خون . دکتر داده ؟
  پیرمرد : نه . قرص خودم تموم شده . یکی اینو داده گفته برای چربی خوبه !
  نسخه پیچ : اینطوری که نمیشه . شما نباید داروی پیشنهادی دیگران رو بخوری .
پیرمرد : گفتن برای چربی حبوباته . چند جور مگه چربی داریم ؟
( ما که نفهمیدیم چربی حبوبات یعنی چی )

95/4/16::: 12:49 ص
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ *کتابی در دست مطالعه دارم که در مورد کودکان تیزهوشه . میگه تعداد کمی از اونا مورد اقبال جامعه قرار می گیرن و اکثرا طرد میشن . میگه تعداد زیادی از این افراد مورد حسادت هم کلاسی ها و حتی معلم قرار می گیرن و مجبور میشن خودشونو تنزل بدن و اظهار نفهمیدن کنن و اونایی که با نظم غلط موجود مخالفت می کنن تنها می مونن و همیشه احساس می کنن جامعه اونا رو دوست نداره . :'( *
+ تلویزیون داشت زندگی فیل رو نشون می داد . شیوا* : خرطون مثل جارو می مونه . جارو برقی ما سیم داره مثل اون !*
+ شیوا* : بابا ! عزیز کیه ؟* گفتم *: از تلویزیون شنیدی ؟* گفت *: زینب و زهرا میگن " عزیز " .* گفتم* : عزیز به مادربزرگ میگن .* گفت *: چرا ؟* گفتم* : دوسش دارن . *گفت* : مگه بابا رو دوست ندارن ؟؟؟ من که خجالت می کشم به بابابزرگ و مادربزرگ بگم عزیز !*
+ خانمم رفت به خونه ای که 6 سال پیش توش مستاجر بودیم سر زد . مادر صاحب خونه پیر شده بود . خانم *: آلزایمر گرفته . گفته از وسایل برقی فقط تلویزیونو بلدم استفاده کنم .* شیوا* : جارو برقی چی ؟* خانم *: نه .* شیوا :* تلفن ؟* خانم :* تلفنم بلد نیست . گفته وقتی بچه هام میان میگم برام شماره بگیرن . همه چیزام به روش قدیمه .* شیوا *: قبلا تلویزیون نبود . پس چه جوری تلویزیون استفاده می کنه ؟؟؟*
+ شیوا *: زمان من از این آب نباتا نبود ! زمان من اون موقعیه که من دنیا اومدم ! الان زمان من نیست . من ( دیگه ) بزرگ شدم ! :-o *
+ شیوا *: بابا ! دیروز که اول برج بود اول برج تو هم بود ؟!* گفتم* : یعنی چی ؟* گفت *: به همه پول بدی ! به همه پول بدی - ازشون قرض کردی ؟!* گفتم* : من که از کسی قرض نکردم .* ( قیاس کرده بود . فکر کرد اول برج یعنی روز پس دادن قرض ها )
+ شیوا* : مامان ! امروز برجه ؟!* مادرش گفت *: آره . اول برجه .* گفتم *: یعنی چی ؟؟؟* گفت *: خودم فهمیدم منظورشو . قول دادم اول برج که پول بگیرم براش جامدادی بخرم .*
+ شیوا رو به مادرش *: من نمیخوام گنده بشم چون تو منو شوهر میدی . من نمیخوام شوهر برم . میخوام اینجا بمونم . من از شوهر بدم میاد !*
+ شیوا اومد کنارم نشست و به من تکیه داد و گفت* : من علاقه دارم به پشتی تکیه ندم . به یه آدم تکیه بدم !*
+ ساعت 3 و 40 دقیقه بود و نزدیک رفتنم به سر کار . شیوا *: ساعت 3ئه ؟* گفتم *: بیشتر .* گفت *: 2 ؟! *گفتم* : بیشتر !* گفت *: 1 ؟! *گفتم* : میگم بیشتر . *گفت* : 4 ؟* خانومم گفت *: شیوا ! تو نخبه ای یا پخمه ؟* شیوا* : پخمه .* خانم *: هه هه هه . پخمه یعنی خنگ .* شیوا* : من فکر کردم بیشتره . پس نقطه ام !*:-o