قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

***

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 96/1/25:: 2:12 عصر
2 برادر با هم اومده بودن داروخونه . البته هر کدوم برای کار خودش . یکیشون گفت : زنم معده اش می جوشه میاد بالا . یه دارو بدین . نسخه پیچ آلومینیم ام جی رو بهش معرفی کرد . برادرش گفت : معده یکی از جاهای حساسه . برای چی میخوای الکی دارو بدی ؟ بعد درخواست خودشو مطرح کرد و گفت : یه بسته چرک خشک کن بدین .
^ 96/1/10 - تغییر : [دخت خورشید] 96/1/20
- نوسازی - نظر
نسخه پیچ گفت*شما الان به داداشت گفتی الکی دارو نگیره حالا خودت آموکسی میخوای ؟ آموکسی هم از داروهای حساسه و نیاز به تجویز پزشک داره* بیمار قانع شد . پذیرفت .و این مساله در داروخونه نادره که بیمار بپذیره . - شما (ویرایش | حذف)


نظر

+ جوان نسخه ای آورد و گفت : این دارو ها رو بدین . مریضمون داروشو گم کرده . گفتم : کی رفته دکتر ؟ جوان : نمی دونمنسخه پیچ بدون توجه به تاریخ داشت به زور نسخه رو از کپی می خوند . گفتم : نسخه پارسال ؟؟؟ جوان : چشم مادرم تار می بینه . گفتم : شاید از فشار چشم باشه . گفت : دیروز دکتر بردیمش . نگاه کردم .آمپول فوروزماید و دیازپام بود . نسخه پیچ : شاید گیجی و خواب آلودگیش از دیازپام باشه
^ 96/1/10 - تغییر : [دخت خورشید] 96/1/20
- نوسازی - نظر
جوان رفت و بعد از دقایقی برادرش اومد و همون نسخه رو آورد و داروهاشو خواست . نسخه پیچ : تاری چشم باید بررسی بشه . شاید فشار چشمش بالاست . مرد : حالا فشارش کنترل شده ! گفتم : فشار چشم با فشار خون فرق داره . رفت . ساعتی بعد دیدیم رفته همون داروها رو ( قطره کلرامفنیکل . قطره فنیل افرین - زینک ) داده دکتر عمومی تو دفترچه نوشته ! - شما (ویرایش | حذف)

نظر

+ تلفن داروخونه زنگ زد . نسخه پیچ گوشی رو برداشت و این صحبت ها شنیده شد : باید با دکترت مشورت کنی . اینجا ما دکتر نداریم که ... نه . گوشی رو گذاشت و گفت : میگه ننه ام فشارش میاد پایین . چه کارش کنم ؟ نسخه پیچ 2 : میخواستی بگی عوضش کن .

+ وقتی بیمار رفت نسخه پیچ گفت : دکتر دیدی چقدر تشکر کرد ؟ گفتم : مگه چی بهش داده بودی ؟ گفت : روتارین و دیفن هیدرامین . صداش گرفته بود . الان خوب خوب شده . یه روحانی هم بود که گاهی سوار ماشینمون می شد و با هم می رفتیم قم . یادته ؟ اونم می گفت " وقتی سخنرانی می کنم صدام می گیره و هر بار دکتر میرم برام آمپول می نویسه ( احتمالا دگزامتازون ).منم بهش آلتادین مکیدنی دادم و دیفن هیدرامین.خوب خوب شد
^ 96/1/10 - تغییر : [کفش های مکاشفه] 96/1/10
- نوسازی - نظر
سلام یعنی من هم که سر کلاس صدام میگیره باید آلتادین بخورم؟ - آیینه سکندر (پاسخ)

+آیینه سکندر سلام . امتحان کن . هم آلتادین رو . اگه جواب نداد روتارین رو . - شما (ویرایش | حذف)

چشم دکتر جان - آیینه سکندر (پاسخ)

آلتادین بو میده ... حالت تهوع می گیرم .. - کفش های مکاشفه (پاسخ)

نظر

+ حی علی الصلوه گول شیطان رو نخور . پا شو .
^ 95/12/29 - تغییر : [شما] 96/1/10
- نوسازی - نظر
پاشو دیگه . - شما (ویرایش | حذف)

نظر

+ نسخه پیچ رفت یه نسخه قدیمی رو بپیچه . 10 تا افلوکساسین 200 برداشت و گذاشت رو نسخه . گفتم : نسخه مال 1 ماه پیشه . دوره درمانش گذشته . دیگه نمی تونه بگیره . گفت : ناقص گرفته بود . پول نداشت . اومد 10 تای بقیه رو ببره ! رفتم جلو و مریض رو از این کار منصرف کردم . بعد به همکارم گفتم : می دونی الان چرا اومد ؟ بنا نداشت بیاد . چون دوباره علائم دید به فکر افتاد دارو رو دوباره بگیره .
^ 96/1/10 - تغییر : [وزنه سیاسی] 96/1/10
- نوسازی - نظر

+ خانمی 25 ساله نسخه بانک ملی آورد و از ما خواست براش قیمت بزنیم . نسخه پیچ : اگه داروشو نخوای قیمت نمی زنیم . خانم : داروشو آزاد بردم . ن : نسخه شو بیار . خانم : گم کردم . ن : نمیشه . خانم : شما چقدر سخت گیرید . من قبلا برام قیمت می زدن . نسخه پیچ 2 : دروغ میگه ...
^ 96/1/10 - تغییر : [وزنه سیاسی] 96/1/10
- نوسازی - نظر

+ جوانی اومد داروخونه و یه ورق قرص سفیکسیم خواست . نسخه پیچ ازش نسخه خواست . جوان زنگ زد به خانومش و گوشی رو داد به نسخه پیچ . ن : این دارو تخصصیه . برای چی میخوای مصرف کنی ؟ خانم : من تهران 20 تا سفیکسیم برام نوشتن . می گردم 10 تاش نیست . ن : نسخه شو داری ؟ نسخه شو بفرست ببینیم برای چه تاریخیه . می تونیم بدیم یا نه . خانم اصرار کرد و نسخه پیچ گفت : اگه نسخه اش باشه می تونیم وگرنه نه
^ 96/1/10 - تغییر : [وزنه سیاسی] 96/1/10
- نوسازی - نظر
جوان : شما بده . گردن خودم ! - شما (ویرایش | حذف)

نظر

+ یه ورق قرص زیلت ( کلوپیدوگرل خارجی ) داشت تاریخش می گذشت نصفه قیمت دادیم به مریض . حالا هر روز میاد میگه : این قرص به مریضمون می سازه . رفتم بیمارستان بگیرم گفتن 25000 هزار تومن . شما ارزون میدین . شما برام بیارین . نسخه پیچ به همکارش گفت : بگو شرکت نداره . سوتی ندی ها ! گفتم : بگو برات سفارش میدیم با قیمت جدید ( قیمت روز ) . البته اونم همون قیمت داروخونه بیمارستانه .

+ مرد : یه شیر خشک بدین . نسخه پیچ : چند ماهشه ؟ مرد : برای 10 ساله میخوام ! ن : 10 ساله ؟ اون که می تونه شیر گاو بخوره . مرد : می بینه بچه ها می خورن خوشش میاد ! ضرر که نداره حالا اگه استفاده نداشته باشه ؟ ها ؟

+ شیوا به مدرسه جدیدی رفت . گزارش داد که یه کمد پر از اسباب بازی هست که قراره به بچه ها بدن . شیوا : بابا ! میشه که همه جایزه های خوبو من ببرم جایزه های بد رو بچه های دیگه ببرن ؟
^ 95/12/25 - تغییر : [سیدمحمدرضا فخری] 95/12/29
- نوسازی - نظر

+ بریم ؟ بریم نماز . حی علی الفلاح
^ 95/12/17 - تغییر : [شما] 95/12/27
- نوسازی - نظر
پیش بسوی نماز جمعه . - شما (ویرایش | حذف)

نظر

+ شیوا : بابا ! چی شده که باربی بوجود اومده ؟ باربی ها خیلی باکلاس بودن ؟ اشاره کرد به انواع تصاویر باربی و گفت : اونا همه این چیزا رو داشتن ؟ همه باربی ها باربی اند ؟ نمیشه که همه باربی باشن . باربی اسمش چیه ؟ مادرش گفت : باربی یه عروسکه که از روی یه زن آمریکایی ساخته شده تا مردم لخت بشن . شیوا : نخیر . من یاد نمی گیرم ( من لخت نمیشم ) . دوست دارم بدونم باربی ها چه جوری زندگی می کنن .
^ 95/12/25 - تغییر : [پاک روان] 95/12/25
- نوسازی - نظر
شیوا و مادرش رفتن تا سر کوچه خرید کنن . شیوا از صدای ترقه ترسید . شیوا : مامان فردا هم چهارشنبه سوره است ؟ مادر : آره . فردا روزشه . شیوا : کاشکی ایران فقط آدم خوبا بودن . آدم بدا نبودن ! - شما (ویرایش | حذف)


نظر

+ شیوا : وقتی ما نبودیم چه جوری چهارشنبه سوری اومد ؟ مگه چی شد که زمان اماما چهارشنبه سوری بوجود اومد ؟ مادر : از زمان زرتشتی های ایران که آتیشو می پرستیدن اومد . شیوا : مگه میشه آتشو پرستید ؟ آتش که خاموش میشه . چه خداییه که خاموش میشه .
^ 95/12/25 - تغییر : [* گل نرگس *] 95/12/25
- نوسازی - نظر

+ مردی اومد داروخونه و بریا بیمارش آموکسی سیلین طلب کرد . نسخه پیچ : آموکسی نبر . شربت ببر . مرد : شربت نه . هیچ فایده ای نداره . خیلی حساسه . تا یکی گلودرد داشته باشه اینم گلوش درد می گیره . ن : قرص ببر . یه قرص حساسیت بهش داد . مرد رفت . بعد از مدتی برگشت و گفت : آقا یه چرک خشک کن خیلی قوی بده . ن : همون که بهت دادم بسه . مرد : بابا ! اون حالیش نیست که . من حالیمه !

*

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/18:: 7:3 صبح
                                                بسم الله

حضرت فاطمه یک زن ترسوی خانه نشین نبود .

 اوباما برای فتنه گران مثل بابالنگ دراز بود برای جودی ابوت
^ 95/12/15  
( شعار فتنه گران : اوباما ! یا با اونا یا با ما )

 نسخه پیچ : دکتر ! یه افغانی بود که چند روز پیش اومده بود گردنش قرمز و ملتهب بود بهش کالامین دادم خوب شد . الان اومده بود می گفت" مادرزنم زانودرد داره ". بهش گفتم دکتر نمیری ؟ گفت" من دیگه دکتر نمیرم میام همینجا ( برای گردنم 3 تا دکتر رفتم خوب نشدم ) " منم بهش تریپل فلکس دادم. گفتم : چرا تریپل فلکس ؟ نسخه پیچ : دکتر اینا شیر و لبنیات نمی خورن .
^ 95/12/15  
گفتم : شیر کلسیم داره . ترپل فلکس گلوکزامین داره . ربطی به هم ندارن .
ن : ولی من به هر کی تریپل فلکس دادم راضی بود !
از نسخه پیچ به دورِ استاد - 2-هفت آسمان (پاسخ)

 مرد : یه شربت آزیترومایسین بده .
 نسخه پیچ داشت توجیهش می کرد که این کار درست نیست.
مرد : به خدا برای بچه میخوام .
ن : برای بچه است دیگه . یه دوره دادی دیگه نباید بدی .
مرد : هنوز ندادم .
ن : پس از کجا می دونی ؟
مرد : یکی از فامیلامون بچه اش مریض بود این دارو رو استفاده کرد خوب بود ! وااااای
ن : شاید بچه شما یه بیماری دیگه ای داشته باشه .
مرد : مگه برای آبریزش بینی نیست ؟
ن : نه . چرک خشک کنه .
^ 95/12/15  
مرد : خیلی خلط داره . شربت بنفشه هم گرفتم .
ن : همونو بده . اگه بینیش کیپه یه قطره سدیم کلراید هم بگیر .

مرد : بچه ام آزیترومایسین خورده خوب بوده حالا دوباره میخوام .
  نسخه پیچ منعش کرد .
مرد  : خانومم گفته بگیر ! ( چه دلیل محکمی )
ن : بچه چند سالشه ؟
مرد : 8 ساله . سرفه داره .
ن : ضد سرفه ببر .
 ( دادن ضد سرفه به معنی سرکوبگر سرفه به تنهایی درست نیست مگر وقتی که بدانیم عفونتی در کار نیست )
مرد : پس آموکسی بده !
ن : آزیترو - آموکسی - سفیکسیم اینا همه شون چرک خشک کنن . بدون تجویز داده نمیشن .
مرد : همه جا آشنا میخواد . شربت گرفتن هم آشنا نداشته باشی نمیدن ! وااااایخوب ضد سرفه چیه ؟ اونو بده .

وقتی رییس دولت ادبیات منقلی دارد از وزیرش ( وزیر با شعور ) چه انتظاری است ؟ ...

وای به روزی که بگندد نمک

^ 95/12/15
ادبیات منقلی یعنی چی؟ - 2-هفت آسمان (پاسخ)

 

منقل و سوزوندن معاهدات  و برجام و ...
حالا نمی دونم این منقل چه جور تو ذهنش اومده .
اهل جوجه کبابه یا اهل دود و دم ؟!

*

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/18:: 7:0 صبح
                                                 بسم الله
کارگزار جمهوری اسلامی تا از بند مادیات آزاد نباشه نمی تونه برای مردم کار کنه .
و این با حقوق بالا تامین نمیشه . با قناعت حاصل میشه .
چشم دلت باید سیر باشه  و الا حقوق 10 و 20 میلیونی کسی رو سیر نمی کنه .

نسخه پیچ : جلسه ای بود تو مدرسه در رابطه با دیابت . از پایگاه سلامت سخنران فرستاده بودن . می گفت " سن بالاها ازشون گذشته . ما باید آموزش رو از بچه ها شروع کنیم " .
 
نسخه پیچ : در باره چرک خشک کن ها هم همینطوره . کسی که 50 ساله چرک خشک کن خورده هر چی بهش بگی متوجه نمیشه . باید رو بچه ها تو مدرسه کار کرد . گفتم : هر دو . چون همین بچه تو خونه رفتار متناقض پدر مادر ها رو می بینه . 
نسخه پیچ : یه برنامه است که بچه ها شب تو مدرسه می مونن . به اسم " شبی در مدرسه " . 700 تا دانش آموز . من برای امتحان بچه ها گفتم " پفک بیارین دور همی " . گفتن آقا ضرر داره . ضرر داره .

نسخه پیچ 2 در مورد تاثیر آموزش گفت : سیگار داره کم میشه . الان تو محله ما 3-2 تا سیگارفروشی جمع کردن .

نسخه پیچ : یه زمانی بود تو روستامون معتاد زیاد بود . اینقدر خوردن زمین که دیگه جلوی بچه بندازن ور نمی داره .
( یه صاحب داروخونه تو تهران نظرش این بود که معتادای کارتن خواب رو از سطح خیابونا نباید جمع کنن تا جوون عاقبت کار رو ببینه . این خودش بزرگترین مانع در گرایش به اعتیاده ) 

این چرک خشک کنها یه معزل شده دکترها - 2-هفت آسمان


فضای مجازی فضای حقیقی است .
درسته که ممکنه عده ای نقاب بزنن ولی به هر حال یک فرد حقیقی پشت این رایانه نشسته .


پیامبر تا روزی که در سیاست ورود نکرد محبوب مشرکان بود و امین مردم . پس از بعثت و قیام برای آزادی بشر مورد بغض و انکار قرار گرفت .
^ 95/12/15  

***

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/18:: 6:58 صبح

                                            بسم الله

 

 

چندی پیش یکی از شرکت های پخش دارو 5 جعبه بتاهیستین 16 میلی که 2-1 ماه تاریخ داشت به داروخونه هدیه داد ! مدتی بعد شرکتی 3 جعبه ال-دورام سی فورت ( لوودوپا ) با 3 ماه تاریخ هدیه داد و ...
اکثر اینها روانه سطل آشغال میشه .

( شنیدم این ماست های ریخته که نذر امام زاده می کنن به خاطر اینه که داشتن داروهای باطله در انبارهای شرکت موجب جریمه میشه )

اینقدر قیمت ها غیرواقعیه که نسخه پیچ از سال های دور می گفت : یه زمانی بود که قیمت شیشه خالی تو بازار از شربت تئوفیلین جی گرون تر بود و ما برای ساختن محلول های پوستی شربت رو خالی می کردیم تا از شیشه اش استفاده کنیم !
واقا چرا ؟؟؟
یکی از برنامه هام در داروخونه اینه که داروهای خارجی یا گرون قیمت رو وقتی 3-2 ماه مونده تاریخش بگذره نیم بها میدیم بره . نسخه پیچ می گفت دوره قبل از شما من یک وانت داروی تاریخ گذشته رو بردم بیابون و آتش زدم و با مدیریت شما آمار تاریخ گذشته ها خیلی کم شده .
^ 95/12/15  
تبادل با داروخونه های دیگه هم راه خوبیه برای جلوگیری از اتلاف دارو . اما متاسفانه خیلی ها توجهی به این سرمایه های کشور نمی کنن .
گفتم : تو یه داروخونه تو تهران بودم یه کاسه آورده بود تمام قطره های باریج اسانس رو که تاریخ گذشته شده بود توش خالی می کرد . حتی قطره " رز " . رز که دیگه گلابه . دور ریختن نداره . میشه به جای عطر استفاده کرد . نسخه پیچ : اون دیگه اصلا تعطیل بود .

 مرد : متوکلوپرامید بده .
نسخه پیچ : چه نوعشو ؟
مرد : برای دام میخوام .
ن : قرص یا آمپول ؟
مرد : نمی دونم . شربت داره قرص داره . کدومش بهتره ؟!
( این طرز خرید و فروش ماست . انگار رفته بزازی پارچه ببینه )
ن : خوب زنگ بزن بپرس .
زنگ زد و گفت : 4 تا آمپولشو بده .

خانمی اومد داروخونه و یه بسته قرص " افلوکساسین 200 " می خواست .

نسخه پیچ : برای چی میخوای ؟

خانم : عفونت ادراری .

ن : دیگه نخور . برو پیش دکترت اگه صلاح دونست می نویسه .

خانم : اینو 10 تا کمتر نوشته !

 گفتم : دوره اش همونیه که دکتر نوشته . به تعداد لازم نوشته . دیگه نخور .

خانم : یه 10 تایی بده . وقت ندارم برم پیشش ! اینجوری مجبورم زودتر برم .

 ن : گفته کی بری پیشش ؟

خانم : 10 روز دیگه .

( اینجا دکتر خواسته پس از چند روز وقفه در مصرف دارو مریض رو ببینه اما مریض فکر می کنه که تا ویزیت بعدی باید دارو بخوره )

**

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/18:: 6:56 صبح
                                  بسم الله

مرد : پنی سیلین 5 میلیون میخوام .
نسخه پیچ : برای ؟
  مرد که انتظار سوال و جواب نداشت گفت : برای دام .
ن : نسخه میخواد .
مرد : دونه ای چنده ؟
ن : به قیمت نیست که .
 مرد : بگو . ن : 2 و پونصد .
مرد : یکی اومده بود 2 تومن می داد نخریدیم حالا باید بیایم التماس کنیم ! سفازولین چنده ؟
ن : 2 و 800-700 . سفازولین رو می داد 1000 ! چرا ؟ یعنی تاریخش گذشته بود ؟ اما تاریخ داشت .

 
ن : تا دارو رو نبینم نمی تونم نظری بدم .
گفتم : یا دزدیه یا تاریخ گذشته و فاسد .
نسخه پیچ 2 : راست میگه . یکی از افراد رو دیدم که یه پک خریده بود . از شرکت @ .
گفتم : مگه میشه ؟ شرکت که نمی تونه به فرد بفروشه .
گفت : سفازولین رو نقد خریده بود دونه ای 1400 تومن .

مرد : چرک خشک کن بده .
نسخه پیچ 1 : نمیدن . نسخه میخواد .
مرد رو به نسخه پیچ 2 : آقای @ ! یه چرک خشک کن بده .
  ن : برای ؟
مرد : گلودرد .
نسخه پیچ اشاره کرد به تابلوی اعلانات و مطلب آموزشی رو که ما نوشته بودیم براش خوند : " برای حفاظت از سلامتی خود و نسل آینده از همین امروز مصرف خودسرانه چرک خشک کن ها را ترک کنید " .
مرد : می دونم . حالا یه بسته بده ! وااااای
 
ن : نه . چرک خشک کن لازم نیست . یه شربت بگیر یا یه قرص مکیدنی .
مرد : حالا شما یه بسته بده !

 مرد : یه قرص دل پیچه بدین .
نسخه پیچ : دکتر ! چی بدیم ؟
  گفتم : علائم چی داره ؟ اسهال ؟ یبوست ؟ نفخ ؟
مرد : تهوع داره .
نسخه پیچ بهش عرق نعنا داد .
مرد رفت و برگشت .
خانومش زنگ زد و با نسخه پیچ صحبت کرد : آقای @ ! من عرق نعنا نخواستم که شما دادید .
ن : عرق نعنا خوبه برای دل پیچه .
خانم : من دل پیچه ندارم . گفتم " بی بی چک " ( تست بارداری ) بخره شوهرم !
جوان : کالاندولا بدین نه کالندولا ! اون دفعه هم اشتباه دادین اومدم عوض کردم .
نسخه پیچ : ما اشتباه ندادیم . اونم همینه . شرکتشون فرق داره .
نسخه پیچ 2 : مال شرکت دینه رو میخواد .
جوان : آره . از این که می زنیم بدتر میشه .
( کالاندولای دینه - کالندولای مدیفارم )

__________________________________

 

بر روی شیاف دیکلوفناک نوشتم " در صورت درد یکی " .

شب پزشک زنگ زد به من و گفت : بنویس در صورت درد شبی یکی . در غیر این صورت مریض ممکنه چند بار در روز از دارو استفاده کنه .

حرفش متین بود . بعد از آن با دقت بیشتری دستور پزشک رو انتقال دادم .


*

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/18:: 6:52 صبح
                                    بسم الله
گردش آب در زمین یکی از معجزات خداونده .
هر گونه دستکاری بشر در این چرخه فقط موجب خسارت شده .
^ 95/12/15  
یکی از دانشمندان خارجی گفت : من از گردش آب به خداوند پی بردم .

سلام دکتر جان...میتونی توضیح بیشتری بدی یا منبع معرفی کنی؟ - آیینه سکندر

ذقیقا.. ساختن سد هم یکی از راه های خراب کردن این چرخست - اسپایکا ?

مطالبم مستند به برنامه های علمی و اجتماعی تلویزیونه .
مثلا دریاچه ارومیه به خاطر برداشت زیاد آب و تغییر الگوی کشت به این روز افتاد .
سدها تبخیر بالایی رو سبب میشه و منابع ما رو تلف می کنه . 

این صداها به گوشم می رسید : آزیترومایسین ... 2 ساله ... همیشه همینو میدیم خوب میشه .
و نسخه پیچ که می گفت : ما این جور داروها رو نمی تونیم بدیم .
بعد صدام کرد : دکتر ! بیا . این آقا میگه بچه ام تب داره آزیترومایسین میخواد .
گفتم : تب ؟ چرا نمی بری دکتر ؟
  گفت : 3 ماه پیشم مریض شد اینو دادن !
گفتم : 3 ماه پیش ربطی به الان نداره .
گفت : مریضیش همونه .
گفتم : هر بار باید معاینه بشه .
 
گفت : داروخونه بیمارستان بالا نمیدن ؟
گفتم : چرا نمیری درمانگاه . بیمه روستایی هم داری . صبح بچه رو ببر نشون بده . بالاخره ویزیت بشه بهتر از خوددرمانیه . بعد از رفتن من گفت : میرم داروخونه بیمارستان می گیرم ! وااااای

مرد وقتی داروشو گرفت موقع رفتن گفت : آقا @ ! دوست دارم . گفتم : فلانی ! یکی اومده که دوست داره .
 گفت : میخوام چیکار دوستم داشته باشه . یه دفعه قرار بود ما رو هم بزنه حالا دوستم داره ؟
گفتم : چی می خواست ؟
گفت : کلونازپام . منم 5 تا دونه بهش دادم . اگه نمی دادم مادرشو می فرستاد .  
بعد از رفتنش نسخه پیچ 2 اومد و تذکر داد : مادرش گفته این بچه ام اومد بهش دارو ندین.خودم میام داروشو می خرم ... ظاهرا با هم می خوره ( قرصا رو یه جا می خوره )
 
نسخه پیچ 1 : به مادرش بگو ضبطش کنه . اینجا بیاد ما باید همش درگیر باشیم . یه بارم پارسال درگیر شد .

 نسخه پیچ : دکتر ! دیشب یه آقایی اومده بود آزیترومایسین می خواست . گفتم به بچه ات نده کلیه هاشو خراب می کنه . گفت نه . همه جا میدن شما نمیدی . منم رفتم آزیترو 100 و 200 ایرانی و خارجی رو براش بردم و گفتم " بیا 2600 - 4000 - 26 هزار و اونم 36 هزار تومنه . هر کدومو دوست داری ببر ! گفت چرا ناراحت شدی ؟ گفتم ناراحت نشدم.شما داری میگی همه جا میدن . اونا برای سودشونه. تو باید دلت برای بچه ات بسوزه نبری .
 

ما جنگ های قدیم رو ندیدیم . اما ریشه همه جنگ های معاصر ما " یک دروغ " بود .
^ 95/12/16 
11 سپتامبر یک دروغ بزرگ بود که بدنبالش افغانستان اشغال شد .
عراق هم با دروغ سلاح های کشتار جمعی صدام اشغال شد .
جنگ ایران هم با فریفتن صدام آغاز شد .
جنگ کویت هم با چراغ سبز آمریکا ...
جنگ سوریه - جنگ یمن - جنگ سودان و ...

 امسال هم در روز درختکاری  100 میلیون نهال بین مردم توزیع میشه .

100 میلیون نهال . دریغ از اینکه حتی 1 میلیونش سبز بمونه.

^ 95/12/16  
پس چی میشه شعار " هر ایرانی یک درخت  " ؟

 

( نهال کاشته شده حداقل 6 ماه باید آبیارس بشه تا خودشو بگیره )

/

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/11:: 7:17 صبح
                                            بسم الله
مستند ساز " قصه های انقلاب " که 17 برنامه 1 ساعتی ساخته
و از سال 1303 ( دوره رضاخان ) تا 1367 ( سقوط ایرباس ایرانی در خلیج فارس توسط ناو آمریکایی ) رو پوشش داده گفت : هزینه من به اندازه 3 دقیقه " سریال معمای شاه " بود !
^ 95/11/28 
قصه های انقلاب جزو 20 مستند برتر تلویزیونی تقدیر شد . سازنده اش گفت : در بررسی آرشیوهای انقلاب و جنگ به این نتیجه رسیدم که ما جز اندکی از بسیار به مردم نشان نداده ایم .
( یعنی نسل های 3 و 4 هیچی از زوایای انقلاب را ندیده اند )

امام خامنه ای در بهمن 88 : بعضی ها اصرار دارند از کشتی نظام پیاده شوند .
حالا طرفداراشون میان میگن آشتی کنیم .
آشتی با کسی که چون در موضع ضعف قرار گرفت حرف از آشتی می زنه و تا دیروز تعصب بر حرف خودش داشت ؟؟؟

امام خمینی : ما با سینما مخالف نیستیم . با فحشاء مخالفیم .

^ 95/11/28 
از بس سینما فاسد بود مردم در جریان انقلاب به سینما ها و مشروب فروشی ها حمله می کردند .
سینما در آن سال ها صنعتی شکست خورده بود .
اگر نبود قولی که سینماگران دادند که متعهد به انقلاب و اهداف انسانی و الهی باشند سینما به کلی نابود شده بود ... اما به قول خود عمل نکردند .

///

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/11:: 7:15 صبح
                                       بسم الله
جوان نسخه ای رو آورد تا برای دوستش که با موتور تصادف کرده بود دارو بگیره ( 40 تا سفالکسین 500 و 20 تا سیپروفلوکساسین 500 )
دارو رو که گرفت گفت : چرک خشک کن هم بده ! وااااای
نسخه پیچ : اینا چرک خشک کنه دیگه .
جوان : پس چرا زیاد داده ؟! کمش کن . نصفشو بده . اگه خوب نشد میام بقیه شو می گیرم !
ن : بعدا دیگه بهت نمیدیما . الان همه شو ببر .
جوان : جذب مشتریتون خوبه ها .
^ 95/12/6  
ن : نه ( به خاطر جذب مشتری و فروش نمیگیم ) . این دارو دوره داره . باید کامل بشه
جوان : چیزیش نیست . از منم سالم تره . فقط میگه یه خورده سرم درد می کنه و لبش هم کوبیده شده ! 

جوان یه تکه کاغذ آورد داروخونه که دارویی تهیه کنه .
روی کاغذ نوشته بود " متوکاربامور " !
 نسخه پیچ : برای چیه ؟ اسمشو غلط نوشته .
جوان : سگم رو مسموم کردن . رفتم دامپزشکی گفت برو داروخونه انسانی داروی ضد مسمومیت انسانی بگیر .
گفتیم : غلط نوشته . برو دقیق تر بنویسن . بپرس برای چی باشه .
سریع با موتور رفت و برگشت .
کاغذی آورد که روش نوشته بود" متوکلوفنیرامین " !
گفت : برای تهوعه .
^ 95/12/6  
بازم غلط نوشته بود .
نسخه پیچ براش متوکلوپرامید برد .
بعدا به من گفت : باید آتروپین می نوشتن برای رفع مسمومیت .

گفتم : اینا که اسم دارو رو بلد نیستن چه جوری دارو تجویز می کنن ؟؟؟

شب بود .
شیوا لیوانو آب ریخت و شروع کرد به خوردن و گفت : دروغ میگن اگه واستاده آب بخوریم پادرد میشیم . من تا حالا پادرد نشدم .
با تعجب نگاهش کردم .
گفت : چی ؟ فقیر میشیم ؟
 صدای جوان به گوش می رسید که داشت با نسخه پیچ صحبت می کرد .
می خواست از روی یه نسخه قدیمی تکرار کنه .
ن : یه دوره خورده دیگه نباید بخوره .
جوان : نه . چون معده اش اسپاسم داره هر چند ماه یک بار می خوره !
نسخه پیچ بعد از رفتن جوان گفت : کلاریترومایسین می خواست . از سال 92 تا الان ( 1395 ) این نسخه رو چند بار از گرفته برای خانومش !
دکتر ! داروخونه ها هم بهش دادن . ماییم که نمیدیم و رعایت می کنیم .
^ 95/12/3  
( اصلا کلاریترومایسین به تنهایی تاثیری در عفونت معده نداره . یک رژیم 3 یا 4 دارویی به مدت 7 تا 10 روز برای عفونت باکتریایی معده کافیست . بعد از اون فقط باید بهداشت رو رعایت کرد . تکرار دارو منطقی نیست . )

 مرد : قرص انگل بدین .
نسخه پیچ داشت براش مبندازول می برد که ازش پرسیدم : برای چی میخواد ؟
گفت : بره . گفتم : مگه شما از دامپزشکی هم سر در میاری ؟!
رفت از مشتری پرسید : چه قرصی بدم ؟
مرد : گفتن برو از داروخونه انسانی بگیر !
ن : چه قرصی گفتن ؟
مرد : قرص بزرگسال ! وااااای

نسخه پیچ با صدای بلند پرسید : دکتر ! برای 15 ساله قرص انگل چی میشه داد ؟!

گفتم : قرص انگل مگه به سنه ؟؟؟ وااااای

گفت : افغانیه . میگه پول نداره بره دکتر . مشاهده کردن . مبندازول بدم ؟

گفتم : بپرس چی مشاهده کرده . مشخصات انگل دیده شده رو بپرس .

رفت و پرسید .

خانم گفت : نه . ندیدیم . بچه چاق نمیشه ! وااااای


///

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/11:: 7:13 صبح
                                              بسم الله
مساله فلسطین مساله اول دنیای اسلام است . امام خامنه ای
^ 95/12/6  
شاید بعضی از سران گروه های فلسطینی هم درک نکنن که چقدر در دنیای اسلام مهم هستن ( کما اینکه چند سال پیش یکی از اونا پرچم داعش رو به دست گرفت و گردوند ) .
چه خوب گفت رهبر فرزانه که اگه مقاومت فلسطین نبود و رژیم جعلی رو زمین گیر نکرده بود الان به همه عالم اسلامی دست اندازی می کرد .
_______________________________________

واقعا نمی دونم . ترامپ صاحب افکار پریشانه یا افراد پشت صحنه میگن اینطور باشه و اظهار نظر کنه .
هم حرفای منطقی می زنه هم بی منطق .
حق و باطل رو کلا قاطی و درهم عرضه می کنه .
^ 95/12/9  

 نسخه پیچ : کار تو مملکت ما زیاده . فقط 2 شغله ها ...
( 2 شغله بودن کار رو خراب کرده )
^ 95/12/6  
( راست میگه . الان اکثر نسخه پیچ ها 2 شغله اند . یا بازنشسته ی اداره یا معلم .
چرا یک معلم نباید حقوق مکفی بگیره که بخواد بره تو آژانس یا مغازه یا ...
پایین بودن حقوق کارگر باعث تمام این معضلاته . به جای پایین آوردن حقوق باید روی بهره وری کار کنن . باید شرکت های دانش بنیان رو تقویت کنن . امروز دیگه زور بازو حرف اول رو نمی زنه . )

 صدای مرد رو شنیدم که می گفت : مسئولیتش با خودم ...  یعنی عوارض داره ؟
کلی هم اصرار داشت که قرص سیپروفلوکساسین رو بگیره .
گفتم : چیه ؟ چی شده ؟
نسخه پیچ گفت : پرستاره . اومده برای باباش دارو بگیره .
بالاخره نسخه پیچ براش 10 عدد قرص برد .
مرد موقع رفتن گفت : بابت این ممنونم ... مسئولیتش با خودم ! وااااای
 از نسخه پیچ پرسیدم : واقعا پرستار بود ؟؟؟ ادبیاتش به پرستار نمی خورد .
^ 95/12/6  
ن : نمی دونم . بازنشسته درمانگاهه . حالا بهیار یا چیز دیگه ...  نمی دونم . می گفت " دوست ندارم پدرم درد بکشه . دکترش گفته هر موقع علائم داشت مصرف کنه " .

مرد با اصرار می خواست برای بچه 1 روزه شیر خشک بگیره .

هر چه نسخه پیچ توجیهش کرد فایده نداشت .

نسخه پیچ انواع شیر رو براش اسم برد : نان 1 . بیومیل 1 ...

مرد : کدومش بهتره ؟

  ن : فرقی نداره . همش یکیه .

صداش کردم و گفتم : بگو ساعتی یک بار بچه در آغوش گرفته بشه و میک بزنه . چرا شیر تجویز کردی ؟؟؟

ن : تجویز نکردم . 2 بار گفتم خودش قبول نکرد .

گفتم : کپسول فنلین رو معرفی می کردی که شیر مادر زیاد بشه .

^ 95/12/6
نسخه پیچ ادامه داد  : اتفاقا من با شیر خشک مخالفم . 4-3 نفر هم اومدن از من تشکر کردن که اونا رو از شیر منصرف کردم .

 

وقتی فنلین به مرد پیشنهاد شد گفت : برم بپرسم !  وااااای
( شیر رو خودسر می خواست بخره . حالا که نوبت داروی پیشنهادی ما شد گفت برم بپرسم ! )
نسخه پیچ 2  : دکتر ! اینا پول دارن . میخوان به بچه شون شیر بدن . شیرخشک براشون یه جور پز هم هست !

//

ارسال شده توسط دکتر بالتازار در 95/12/11:: 7:11 صبح
                                                            بسم الله
اینقدر الگوی خواب و بیداریمون عوض شده که ساعت 6 و 30 دقیقه صبح من تنها کاربر حاضرم !
بقیه کجان ؟؟؟

مرد از سکسکه زیاد اذیت شده بود .
گفت : به دگزامتازون حساسیت داشتم دچار سکسکه شدم .
نسخه پیچ که فکر کرده بود مرد خودسرانه و به خاطر حساسیت یا سرماخوردگی دگزا زده گفت : دگزا نزن . برای همین میگیم دگزا نزنین .
مرد : نمی دونستم آمپول دگزائه . اگرنه نمی زدم . برای کمردردم داده بود .
ن : دکتر نوشته بود ؟
مرد : آره .
^ 95/12/6  
( با کارت هوشمند درمان همه این مشکلات قابل رفعه . مسئولین وزارت بهداشت یه همتی بکنن . ) 

 مرد : یه بسته چرک خشک کن بده .
  نسخه پیچ : چرک خشک دیگه نمیدن . نسخه میخواد .
مرد : پس یه بسته آموکسی بده ! وااااای
ن : آموکسی هم نمیدن .
مرد : پس چی میدن ؟
ن : آب نبات سرد - آلتادین ( قرص مکیدنی ) .
مرد : پس یه بسته آب نبات سرد بده .
نسخه پیچ به روی پیشخوان اشاره کرد و گفت : بیا . اینا همه آب نباته . هر طعمی میخوای بردار .
مرد : نه . آب نبات خشک کن ! وااااای
^ 95/12/6  
( آب نبات خشک کن ! آخه عوامی تا کجا ؟؟؟ )

مرد مترونیدازول می خواست .

نسخه پیچ از مصرف خودسرانه منعش می کرد .

مرد : برای عفونت معده میخوام .

ن : برای عفونت معده نیست . برای انگله !

( این دارو ضد میکروب هم هست )

مرد : ( قبلا ) دکتر نوشته بود .

ن : یه دوره خوردی دیگه نخور .

مرد : هنوز نخوردم که ( یعنی این تازگی ها نخوردم ) .

نسخه پیچ بالاخره تسلیم شد و براش برد .

صدای مرد به گوش می رسید که در توجیه کارش می گفت : دکتر ! این معده ام - یه دونه میوه می خورم ... !

^ 95/12/6
( تحریک معده با میوه خام چه ربطی به عفونت داره ؟؟؟
این افراد باید سبزی و میوه رو به صورت پخته مصرف کنن . مثل کمپوت کم شیرین . میوه بخارپز ... )




بازدید امروز: 160 ، بازدید دیروز: 367 ، کل بازدیدها: 1033313
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ