29/10/90
3:47 ع
بیمار موقع تحویل گرفتن دارو گفت : آقا فکر کنم این قطره ها را داریم . اونا رو بردار .
نسخه پیچ : ببر . قیمت بیمه ایش صد تومن میشه .
بیمار : چند ؟
نسخه پیچ : حدود 150 تومن .
بیمار : ولش کن . می برم .
(( اسراف که به ارزونی و گرونی نیست . ضمنا قیمت داروی ایرانی( به خاطر پرداخت یارانه های مختلف) پائین تر از قیمت واقعی است . ))
29/10/90
3:27 ع
سوال تلفنی : ببخشید سوال دارم . می تونید راهنمائیم کنید دقیق ؟
گفتم : بفرمائید .
پرسید : شیر " ایزومیل " داریم یا " سیومیل " ؟ دکترم پشت تلفن گفته خوب متوجه نشدم .
گفتم : شیر ایزومیل هم داریم . بیومیل هم داریم .
گفت : فکر کنم همون ایزومیل بود . ایزومیله که سویا داره ؟
گفتم : آره .
گفت : خوبه ؟ زیاد می نویسن ؟
گفتم : همونی که پزشکتون نوشته برای شما مناسبه .
گفت : بیومیل برای چیه ؟
گفتم : خانوم چه کار به این کارها دارید؟ ...
(( اعتماد به پزشک در پیشرفت درمان نقش اساسی دارد . ))
28/10/90
4:0 ع
سوال تلفنی :
آقای فلانی هستن ؟ گفتم : نه .
گفت : نمیان امشب ؟ گفتم : نه .
گفت : یه آمپولی بود برای گلبول های سفید شما دارین ؟
گفتم : اسمشو بگو .
گفت : اسمشو بلد نیستم ولی پوکه شو دارم .
گفتم : خوب روشو بخون .
گفت : سواد ندارم .
... فلانی میدونست ! ...
گفتم : پس پوکه شو باید بیاری .
27/10/90
3:23 ع
نسخه پیچ رفت سر قفسه ی دارو ... یک لحظه فراموشی بهش دست داد ...
از همان جا داد زد : قرص " اگنو گل " چند ورق ؟
آقا ! پیست ! پیشت ! اگنو گل چند ورق ؟
27/10/90
3:14 ع
ماه مبارک از نیمه گذشته بود .
ضعف بر بعضی از نسخه پیچ ها غلبه کرده بود .
نسخه پیچ بامزه ما گفت : آرزوی جمعی از پرسنل : " ای ماه خدا خدا نگهدار " 
گفتم : و سخن برخی از پرسنل : " کاش همه ی سال ماه رمضان بودی " ( به خاطر سفره ی چرب افطار و سحر )
27/10/90
3:4 ع
نسخه پیچ 1 : دکتر ! 20 دست کباب کوبیده بده بچه ها بخورن برکت مالت زیاد بشه .
" " 2 در تایید او گفت : نتیجه ها دیدن از این کار . فلج مادرزاد بوده بلند شده "جفتک بالانس" زده .
همه اش که به جمع کردن نیست . مگه نشنیدی شاعر گفته :
"سیخ برگی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس تو پیش فرست "
نسخه پیچ 1 : یه ذره تعلل کنی میشه چنجه !
(( کباب کوبیده ___ کباب برگ ___ چنجه ))
27/10/90
2:48 ع
در ماه مبارک رمضان بیماران معمولا نگران روزه های خود هستند و دوست دارند داروهایشان تداخلی با روزه نداشته باشد .
بیمار رو به نسخه پیچ : دستور دارو را چه جوری نوشتی ؟
"صبح و فلان" نوشتی یا "سحر و فلان" نوشتی ؟
26/10/90
3:9 ع
آقایی میانسال با ناراحتی اومد پیش من و گفت : من نمی دونم اینجا داروخونه است یا دارو فروشی .
نخود لوبیا نیست که همینطوری ریختین تو پلاستیک !
میدونی تا کجا رفتم و برگشتم . داروهامو دستور نزدین .
گفتم : باید نسخه شو ببینم .
اگه نسخه دستور نداشت شما یه عذر خواهی بدهکاری .
گفت : باشه .
نسخه را پیدا کردم . دستوری نداشت .
گفتم : شاید مریض دستور دارو را می داند .
گفت : نه . مریض ما تو آسایشگاه ست .
گفتم : پس دستور را به پرستارها داده .
عذرخواهی کرد و رفت .
26/10/90
2:56 ع
پیر زن : ویتامین B1-300 اشکال داره همینطوری بگیرم ؟
گفتم : برای چی می خوری ؟
گفت : گاهی اعصابم خورد میشه .
گفتم : قبلا خوردی ؟
گفت : آره . قبلا دکتر داده بود .
گفتم : باشه . برو اون ور بگیر .
گفت : برای کلیه ضرر نداره ؟یکی از آشناهامون ...
گفتم : نه .
گفت : پس برای چی ضرر داره ؟
گفتم : خانوم من که حرفی از ضرر نزدم .
26/10/90
2:42 ع
پسری 20 ساله اومد داروخونه .
نسخه ی انکولوژی ( سرطان شناسی ) آورده بود .
نسخه پیچ : شربتی که تو نسخه ات نوشته شده خونده نمیشه .
جوان : معلومه دیگه . شربت ضد سرطان نوشته !
دوستان سلام من فارغ التحصیل رشته ی دارو سازی هستم و 19 سال سابقه ی کار دارم . دانشجوی مشهد. ورودی 1367 سابقه خدمت در داروخانه - بیمارستان - مرکز بهداشت شهرهای تهران - قم - قرچک - ساری - قائمشهر -جویبار - شیرگاه - بندر ترکمن