سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
مسابقه وبلاگ نویسی بصیرت و اتحاد جهان اسلام
  • + *میدان مبارزه‌ی با مفاسد اقتصادی، کمتر از میدان جهاد با دشمن مهاجم مسلح نیست. اتفاقا این کار، ظریفتر هم هست؛ چون دشمن مسلح را همه می‌بینند، می‌شناسند و دشمنی او را قبول می‌کنند؛ اما دشمنان مفسد را - چه در زمینه‌ی مسائل اقتصادی و چه زمینه‌های فرهنگی و غیره - نمی‌شناسند، و دشمنی‌شان را تصدیق نمی‌کنند و ای بسا از آنها حمایت هم می‌کنند. اینها ضررشان مانند ضرر موریانه است.*
  • + کوچیک که بودم مادرم برام اینو تعریف می کرد *: یکی بود که خیلی دوست داشت کلمات خارجی استعمال کنه و باهاش پز بوده . یه رو ز سرما خورد . دوستش گفت " خدا بد نده . مریضی ؟ " او هم کلی فکر کرد تا کلمه " گریپ " یادش بیاد اما نیومد . بالاخره گفت " سرما فرنگی " خوردم !!!:-o*
  • + شیوا یه دوست داره که یه سال ازش بزرگتره. اتفاقا اسم اونم شیوائه. بهش میگه شیوا خانوم. چند روزی بود که نمی اومد خونه ما. نمیذاشتن بیاد که مبادا مزاحم ما بشه. شیوا با گریه * : کاشکی شیوا خانوم دنیا نمی اومد. کاشکی می رفتیم یه جای دور که شیوا خانوم نتونه بیاد اونجا. کاشکی داداشش دنیا نمی اومد با خواهرش زهرا !!! چونکه همش من باید برم خونه شون. نمیذارن اون بیاد. من دوست ندارم هی برم خونه شون !!!*
  • + *نماز ظهرتون گبول السن .*
  • + شیوا *: عمه ! داداشی بهت یه حرف زشت زشت زد .* عمه اش گفت : *چی گفت ؟* شیوا* : گفت " از عمه ات خجالت بکش " !!!:-o *
  • + *سلام بر سحر خیزان *
  • + *امروز تو خونه تنها بودم . رفتم سر یخچال-فریزر و یه بستنی فالوده ای در آوردم و خوردم . چوبشم قشنگ لیس زدم و گذاشتم توی جلدش گوشه ی اتاق . ظهر درو قفل کردم و رفتم سر کار . امشب که اومدم خونه می بینم 2 تا چوب بستنی اون جاست . یعنی از کجا اومده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟*
  • + *و من ... تنها در منزل ... نه ناهاری ... نه چایی ... حوصله ی هیچ کاری رو ندارم *
  • + *رئیس جمهور محبوب بعضیا گفته به رای اکثریت احترام میگذاره و معتقد به تعامل سازنده بین دولت و مجلسه . اما با گفتن این جمله که نجفی راه فرجی دانا را ادامه خواهد داد و انتصاب فرجی به مشاورت خود به نمایندگان ملت دهن کجی کرد . چقدر فاصله است بین ادعا تا عمل !!!*
  • + *سلام . چه اتفاقی افتاده ؟ یکی به من جواب بده . زمان به عقب برگشته ؟ انتخابات داریم ؟؟؟*

                       " یا رحمن الدنیا والاخره "

گآقایی حدودا 50 ساله با تک تک پرسنل سلام و علیک کرد و اومد پیش من و گفت : 4 تا پنادور ( پنی سیلین 1.200 ) بدین .

گفتم : پنادور ؟ برای چی ؟

گفت : عفونت .

گفتم : چه عفونتی ؟

گفت : بچه ها می زنن !!! وااااای

گفتم : فقط با نسخه ی پزشک . کدوم درمانگاه میزنه بدون نسخه ؟ تو خونه که نمی زنین ؟

گفت : اگه ندارین عیب نداره !!! وااااای

اینو گفت و رفت .

نسخه پیچ : ضایع کردی بیچاره رو .

گفتم : چرا ؟

گفت : اینهمه آشنایی داد ... مشتریمون بود .


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 خطاها در...   

مشخصات مدیر وبلاگ

ویرایش

عناوین یادداشتهای وبلاگ

لوگوی دوستان



ویرایش

دوستان

سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید قافیه باران زمزمه ی کوچه باغ شاه تور بی سر و سامان داروخانه دکتر سلیمی شیخا جزیره علم فرزانگان امیدوار طرح واژه أنّ الارض یرثها عبادی الصالحون ثریای کویر ایران بوستــان نهــج الفصـــاحـه در دوران بـــرزخی ... بچه های اوتیسم استان خوزستان --- khozestan Autism childern اندیشه های من ســرچشمـــه › سرچشمه همه خوبیها مهدی (عج) است › سربازی در مسیر .::نهان خانه ی دل::. Deltangi قتیل العبرات رقصی میان میدان مین اواز قطره جبهه فرهنگی امام روح الله مازندران محمودآباد پرورش دینی کانون مسجد فاطمیه شهید یه عاشق آسمونی سیب خیال ایران ابرقدرت فاتح ....افسون زمانه پروانه های بی پروا Har chi delet mikhad ..:: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه ::.. عمو همت من کلبه درویشی دل نوشته های یک دختر شهید +O .: شهر عشق :. مهاجر امام زمان همای سعادت نشریه حضور سماء الإسلام شجره طیبه صالحین ،حلقه ریحانه چم مهر با ولایت زنده ایم مجله التکرونیکی وبلاگ های پایگاه شهید سیدمصطفی خمینی(ره) ندای حق هر چی بخوای هیئت نغمه ی عاشقی
ویرایش

طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ