سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
  • + *وقتی زمین سرد و تاریک است ما گرما و نور را از چه چیزی طلب می کنیم ؟؟؟ از خورشید . *
  • + داشتم آماده می شدم برای نماز . شیوا *: نماز کار بدیه . باید منو بپرستی . من اومدم که منو بپرستی . من خدای پرستشم . من خدای پرستشم !*
  • + شیوا *: چرا جیب من جیب نداره مثل پسرا ؟ جیبم جیب نداره اسباب بازی توش بذارم ! *
  • + شیوا رفته بود خونه یکی از فامیل ها که بچه شیرخواری اونجا بود . وقتی برگشت گفت *: شیر میخوام شیر و اقعی . من شیر میخوام .* بعد رو به مادرش گفت *: شیر واقعی نداریم شیر تو رو میخوام ! هوس شیر کردم . اول یه کم هوس شیر داشتم بعد اونارو دیدم بیشتر هوس شیر دارم ! از اون شیرایی که بسته بندیه . شیرینه - قند نداره ها . شیر خالصه . *
  • + گوشت رو گذاشتم آب پز بشه . لحظه آخر زردچوبه زدم و آوردم سر سفره . شیوا *: من زردچوبه رو قایم می کنم که بابا دیگه تو غذاهاش نریزه . همه غذاهاش زرده !*
  • + شیوا *: بابا من دیشب حرزمو گذاشتم خواب بد ندیدم . با اینکه بسم الله و اینا نگفتم .*
  • + *امروز 2 تا مسافر از تهران داشتیم . تعریفایی کردن از مترو که من نتونستم چیزی بگم جز " متروی تهران باغ وحشی سیار " *
  • + یه نسخه اومد حاوی ادولت کلد - استامینوفن - آموکسی سیلین 500 - آنتی هیستامین - ویتامین سی جوشان - بروفن و ژلوفن ! هر کدام 60 تا ! پرسیدم *: اینو ( قیمت می زنی و ) میدی ؟* نسخه پیچ گفت *: بعله .* گفتم* : هم ژلوفن نوشته هم بروفن .* گفت *: فکر کردی اینجا سوئده ؟* تو فکر رفتم . با این وضع تجویز دارو به کجا میریم ؟؟؟
  • + مرد* : یه پماد ضد درد بده .* فروشنده رفت و یه پماد " لافارر " آورد . بیمار* : عکس اسکلت روش هست .* فروشنده *: اون خارجیه ( رادیان ) گرونه . * بیمار *: کجاییه ؟ *فروشنده * : آمریکاییه . * بیمار *: چنده ؟ *فروشنده* : 30 و خورده ای .* بیمار *: نه . مستضعفی بده ... اتیوپی* ! :) فروشنده *: جیبوتی . آره ؟!!*
  • + یه نسخه اومد از ارتوپد:موبیک 15 روزی 2 تا . سلبرکس 200 روزی 2 تا . ایندومتاسین 75 روزی یکی . بعضی هاش تایید سایت شد بعضیاش نشد . برای مریض توضیح دادم *: نگران نباش . یه مسکن مصرف کنه کافیه . مصرف 3 نوع مسکن فقط عوارض رو زیاد می کنه*مرد گفت *: زن ها هر چی بگی قبول نمی کنن*گفتم *: اینجا ایراد از تجویزه نه زن ها*وقتی رفت نسخه پیچ گفت* : فکر می کنی مصرف کننده بود ؟ تو لیست سیاه بنیاده ( بنیاد شهید)*

                       " یا رحمن الدنیا والاخره "

گآقایی حدودا 50 ساله با تک تک پرسنل سلام و علیک کرد و اومد پیش من و گفت : 4 تا پنادور ( پنی سیلین 1.200 ) بدین .

گفتم : پنادور ؟ برای چی ؟

گفت : عفونت .

گفتم : چه عفونتی ؟

گفت : بچه ها می زنن !!! وااااای

گفتم : فقط با نسخه ی پزشک . کدوم درمانگاه میزنه بدون نسخه ؟ تو خونه که نمی زنین ؟

گفت : اگه ندارین عیب نداره !!! وااااای

اینو گفت و رفت .

نسخه پیچ : ضایع کردی بیچاره رو .

گفتم : چرا ؟

گفت : اینهمه آشنایی داد ... مشتریمون بود .


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 مسئولیت...   

مشخصات مدیر وبلاگ

ویرایش

عناوین یادداشتهای وبلاگ


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ