سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغات در پارسی بلاگ
  • + *یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته . والله یعصمک من الناس * ای رسول همه آنچه به تو نازل شده ابلاغ کن . اگر ابلاغ نکنی رسالتت را ابلاغ نکرده ای . خداوند تو را از شر مردم حفظ می کند .
  • + روز عید غدیر بود . سال قبل مسئولیت پخش سکه ها رو به شیوا داده بودم . تعارف نمی کرد بلکه یکی یکی سکه ها رو از کمدش بر می داشت و دستشو به طرف مهمونا دراز می کرد . به بعضی ها هم چن تا داده بود . امسال گفتم* : سکه ها ر و به شیوا نمیدم . این نمی فهمه سکه یعنی چه .* گفت* : می فهمم . خودت بچه نی نی ای !!! آخه چرا حق ندارم اون سکه ها رو بردارم ؟ من بزرگ شدم* .
  • + سلام دوستان * حی علی الصلوه * فقط خطاب به اشرف مخلوقات شده و بس .
  • + دختر بزرگم سرما خورده بود . بدن درد داشت . گفت* : مریضم . میدونم که اگه فردا برم مدرسه حالم بدتر میشه .* شیوا* : خوب نرو . بگو " خانوم اجازه من مریضم . 1 سال دیگه میام مدرسه " !!!*
  • + جوان* : یه سرم قندی خواستم گفتن " نسخه میخواد " .* حرف نسخه پیچ رو تایید کردم و گفتم* : قانونا همینه . برای چی میخوای ؟* گفت *: برای خانومم .* گفتم* : مشکلش چیه ؟ *گفت* : ضعف داره .* گفتم* : ارزش نداره ها . 2 لیوان شزبت هم بخوره همون کارو می کنه . اگه اسهال یا استفراغ داشت سرم خوب بود ولی اینجا نه .* تشکر کرد ولی رفت و خرید .:-o
  • + شیوا* : من میرم بالا ( طبقه ی بالا ) گریه می کنم خدا با من حرف می زنه . یه حرفایی میگه که نمی تونم به شما بگم . میگه " گریه نکن . اگه گریه کنی می برمت جهنم !!!:-o حرف بابا ماماناتو گوش کن . به آجی هم بگو غر نزنه " !!!*
  • + نسخه پیچ* : آقای دکتر ! طرف مرفین مصرف می کنه . فردا آزمایش ازدواج داره چیزی نیست که بخوره منفی نشون بده ؟!!* گفتم *: نه .* گفت *: آشنائه ها !!! *گفتم* : هیچی .* گفت* : وجدانا ؟ حالا اگه نشون داد قرصی نیست که بهونه کنه بگه مصرف کردم ؟!!:-o *
  • + آقا* : یه 1/200 و یه 800 ( پنی سیلین ) بدین .* گفتم *: نسخه میخواد .*گفت *: لرز داره . همیشه می زنه . *گفتم*: کی ؟* گفت* : خانومم .* کلی چونه زد و بهش ندادم . آخر سر گفت* : یه چرک خشک کن بده بریم .* مجبوری گفتم* : برو اون ور بگیر .* خرید و زیر لب فحش داد و غرغر کرد . نسخه پیچ *: 2000 تومن آموکسی خرید تمام مملکتو برد زیر سوال !!!*
  • + خانمم گفت *: امروز عید قربانه . میدونستی امروز روزه حرامه ؟* شیوا* : من میخوام روزه بگیرم . چطور شما بزرگا روزه می گیرین ؟* دختر بزرگم گفت *: امروز بابا روزه نیست . مامان روزه نیست . منم نیستم . امروز روزه حرامه .* شیوا *: من میخوام روزه ی حرام بگیرم !!! *
  • + آقایی اومد داروخونه و گفت*:من پسرم تو مدرسه یکی دستاشو اینجوری باز کرده خورده تو چشمش . الان ورم کرده و درد داره .* گفتم *: حتما باید معاینه بشه*. ولی دیدم منتظره براش دارویی بنویسم . براش قطره بتامتازون نوشتم و گفتم*: فردا ببر دکتر چشم ببینه*.کاغذو گرفت . خانوم و آقایی از بیماران منتظر دارو او رو ترسوندن و گفتن که اورژانسی ببر بیمارستان @. اونجا دکتر ببیندش . حرف اونا رو قبول کرد و رفت .

دختر جوان یه دارو برای خشکی بینی میخواست .

نسخه پیچ اسپری بینی " نوزالین " رو برایش آورد .

پرسید : چرب که نیست ؟ 

نسخه پیچ : چرب نباید باشه !!! وااااای

"   "    " 2 : نوزالین روغن کنجده دیگه .

"   "    " 1 که انگار تازه این مطلب رو شنیده بود گفت : اهه ؟

"  "    " 2 به طنز گفت : روغن کنجد بدون چربی !!! شوخی

دختر جوان اسپری رو پس داد و یه داروی دیگه خرید .

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 تنبلی   

مشخصات مدیر وبلاگ

ویرایش

لوگوی دوستان





ویرایش

دوستان

ویرایش

طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ