سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
  • + نسخه پیچ ( صبح ها کارمند بهداشته )* : یه پزشک رو می خواستیم جا به جا کنیم . از یه مرکز بهداشتی - درمانی ببریم یه مرکز دیگه . مردم طومار پر کردن که ما این دکترو میخوایم . بالاخره انتقال داده شد . دکتر می گفت " من تحت فشارم . مردم - شورای شهر زنگ می زنن . امام جمعه زنگ می زنه . منو برگردونین " ما هم از شورای شهر پیگیری کردیم قصه رو . گفتن " نه . ما اونو نمیخوایم . ال بود بل بود "*
  • + بیماری زنگ زد داروخونه و گفت* : متفورمین هگزال 500 دارین ؟ *نسخه پیچ *: 1000 داریم . باید نصف کنی .* بیمار* : من نوونورم نیم می خواستم 1 دادین با دستگاه قرص نصف کن هم نصف نمیشه . خیلی ریزه . این متفورمینه نصف میشه ؟* نسخه پیچ *: آره . قرصاش انقدر بزرگه که با دندونم می تونی نصف کنی !!!:-o *
  • + نسخه پیچ *: پسرم 3 ساله بود . رفتیم شمال . اردیبهشت ماه بود . تا رسیدیم داشتن صبحانه می خوردن برن مزرعه . پسرم یه دونه باقلا خورد و یه دونه آلوچه . شب اسهال شد . بستریش کردیم .6-5 روز بستری تاثیری نداشت . همه داروهایی که بهش می دادن حالشو بدتر می کرد ( کوتریموکسازول - فورازولیدون ... ) . به زور مرخصش کردم .اومدیم قم . دکتر @ گفت : همه داروهاشو قطع کنین . آزمایش نوشت . معلوم شد نقص آنزیمی داره*
  • + نسخه پیچ *: 3-2 سال بود سرگیجه داشتم . 3 ماه اخیر وضع خراب تر شده بود . بتاسرک می خوردم . رفتم دکتر گوش و حلق و بینی گفت عفونت گوش داخلی داری . برام مترونیدازول و ... و بتاسرک نوشت . 2 ساعت تاثیر دارو بود . موقع بلند شدن از جام سرم گیج می رفت . اشتهام خراب بود . با نصف بشقاب غذا در روز سر می کردم .نا امید شدم . تا اینکه با یکی از دوستام صحبت کردم . آزمون مزاج شناسی دادم . مزاجم سرد و خشک بود .*
  • + خانم شیشه آزیترومایسین رو که دید گفت* : اینا بدمزه است . شرکت دیگه ای ندارین ؟* نسخه پیچ *: شرکت اکسیر خیلی معروفه . تو قرص و اینا معروفه . تو شربت نمی دونم !!!*
  • + تلویزیون روشن بود . داشت فوتبال نشون می داد . نسخه پیچ 1 *: هر کار کردم که از فوتبال خوشم بیاد نشد ... یه بار با دامادم رفته بودیم ورزشگاه . نفر جلویی ام اینقدر فحش خواهر مادر داد که حالم بد شد . دیگه از هر چی فوتباله بیزار شدم .* نسخه پیچ 2 *: اون حتما استقلالی بود .* نسخه پیچ 1 *: نه بابا . ما تو جایگاه پرسپولیسیا بودیم چون دامادم پرسپولیسیه . وقتی تموم شد جوونا زار می زدن . خودشونو می زدن *
  • + نسخه پیچ ما که صبح ها تو اداره است و شب ها پیش ما کار می کنه گفت *: یه جانباز به من گفت " پسرم تو یه داروخونه کار می کنه . گفته بابا از وقتی که نسخه های بنیاد رفته زیر نظر بیمه ایران چند نفرن که هر روز نسخه میارن 3 میلیون - 4 میلیون " . منم گفتم حالا که اینطوریه یه سر به نمایندگی بیمه ایران بزن و خودت بگو . پی گیری کن . *
  • + یه نسخه اومد که انگار نویسنده اش رعشه داشت . نسخه پیچ*: شماره نظامش 800 و خورده ایه . 500 سالشه فکر کنم !!!*
  • + یه نسخه اومد حاوی* Celexib *.زیرشم داخل پرانتز نوشته بود *( اصل مرگ بر آمریکا ) !!!* نسخه از متخصص داخلی بود . نسخه پیچ گفت *: ترشحات یک ذهن معیوب ! :) *
  • + خانمی زنگ زد داروخونه و گفت* : من سرما خوردم باید آموکسی سیلین بخورم :-o آموکسی تو خونه نداریم می تونم به جاش سیپروفلوکساسین بخورم ؟!!* گفتم *: نه . اگه سرما خوردین سرماخوردگی یه بیماری ویروسیه . آنتی بیوتیک موثر نیست . استراحت - مایعات فراوان مثل سوپ - لیمو - اگه بدن درد دارین استامینوفن 500 .*

یه نسخه اومد که دکتر " زاناکس " رو  با " زد " نوشته بود (  Zanax ) !!! گیج شدم

 

_________________________________

 

توی یه نسخه دکتر زاناکس رو با " ایکس " نوشته بود ( Xanax ) .

نسخه پیچ : اه . دکتر ! ببین چه بی سوادی بوده که زاناکس رو با " ایکس " نوشته !!! وااااای

گفتم : اتفاقا درست نوشته .

         فکر کردی با " زد " می نویسن ؟؟؟

 

((  حالا بی سواد کیه ؟؟؟  ))


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 قطره ای...   

مشخصات مدیر وبلاگ

ویرایش

طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ