سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تسبیح دیجیتال
  • + جوان داروشو که گرفت از من پرسید* : دستور این ( ایمی پرامین 25 )چیه ؟ *گفتم*: شبی یک دوم .* گفت *: قرص مهمیه ؟ برای عضلات گلوئه ؟؟؟* گفتم* : چی شده ؟* گفت* : بغض کردم نتونستم گریه کنم !!! *گفتم* : خوب میشی ... انشاءالله .*
  • + خانمم به من گفت *: سرت حنا بذارم موهات قشنگ بشه ؟* شیوا* : نه . داروخونه چشش می زنن . میگن خوش به حالش !!! *نسخه پیچ که این حکایتو شنید گفت *: فقط شیوائه که ازت تعریف می کنه . :)*
  • + یه نسخه اومد ( دفترچه بیمه ) با مهر *" دستیار بیماریهای عفونی و گرمسیری " .* نسخه پیچ 1 *: این پزشک متخصص حساب میشه ؟* نسخه پیچ 2 *: اگه مهر بیمارستان خورده باشه متخصص حساب میشه و الا نه .* بعد ادامه داد* : تو مناطق گرمسیری قابل پذیرشه . هه هه هه . :) *
  • + خانم* : یه چرک خشک کن میخوام برای بچه ام .* نسخه پیچ *: اسمش چیه ؟* خانم* : ثنا !!! :-o *
  • + نسخه پیچ از اون ور داد زد *: دکتر ! قرص عفونت معده چیه ؟ زرد رنگه !!! :-o * با تعجب نگاهش کردم . مریض رو فرستاد پیش من . مرد میانسال *: قرص عفونت معده که زرد رنگه ... جلدش رو گم کردم . *یه کاغذ دستش بود . گرفتم ببینم چی نوشته . نوشته بود* " زرد رنگ افنت معده !!! "*
  • + *کی دخترا میخوان عاقل بشن ؟ یعنی ممکنه ؟؟؟ چرا نمیشه رسومات دست و پاگیر رو حذف کرد ؟ چرا باید جهیزیه اونقدر باشه که یه بابایی کامیونشو بفروشه بخواد جهیزیه دختر بده ؟ چرا باید عروسی تو تالار باشه ؟ چرا باید سرویس طلای چنین و چنان خریده بشه ؟ چرا باید آرایش عروس میلیونی باشه ؟ و ...*
  • + صبح رفتم سنگگی . شیوا هم با من اومده بود . یه آقایی جلوم بود . 10 تا نون می خواست . نون ها رو پخش کرده بود تا سرد بشه . شیوا* : چه جوری همه اینا رو می خوره ؟ این مرده چه جوری اینا رو می خوره ؟!! *
  • + شیوا تو رختخواب چشماشو باز کرد و گفت* : آب . آب .*( آب میخوام ) بعد ادامه داد : * نماز صبحه ؟*( یعنی صبحه ؟ ) گفتم *: آره . پاشو نماز بخون . *گفت *: من نماز نمازصبحو فردا می خونم . بابا ! میشه نماز امروزو فردا بخونم ؟!! *
  • + کمی با شیوا بازی کردم . موقع رفتن به داروخونه شد . شیوا* : بابا ! بیا باز هم بازی بکنیم .* گفتم* : میخوام برم داروخونه . داروخونه بازی !!!* گفت *: مگه تو کوچولویی ؟؟؟*گفتم * : پس چرا گفتی بیا با هم بازی کنیم ؟*گفت*: آخه تو همبازی منی !!!*
  • + نظر من* : اگه دخترها واقعا طالب علمند و عاشق تحصیل همه ظرفیت پیام نور و غیرحضوری ها مال اونا . اونم مباحث تربیتی - اخلاقی - شیوه زندگی - همسرداری ... در رشته های ضروری هم مثل طب به اندازه نیاز در دانشگاه ها بتونن حضور پیدا کنن . همین .*

پیرمرد : یه قرصایی هست برای شستشوی کلیه - قهوه ایه .

نسخه پیچ : برای سوزش ادرار ؟

گفت : آره .

رفت و براش " فنازوپریدین " آورد .

رفتم پیش پیرمرد و پرسیدم : مگه سوزش ادرار دارین ؟

گفت : آره .

گفتم : کلیه رو شستشو نمیده فقط درد رو تسکین میده ولی عفونت به جای خود باقیه و میتونه پیشرفت کنه .

پیرمرد : پس نخورم ؟ نخورم بهتره ؟

گفتم : آره .


اولین دیدگاه را شما بگذارید

 وظیفه ی...   

مشخصات مدیر وبلاگ

ویرایش

لوگوی دوستان



ویرایش

طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ