پيام
+
کتاب *پ نه پ * رو دستش گرفت و مي خوند :* پ نه پم . پ نه پم . پ نه پم * . رو به مادرش :*مامان نگاه شعرشو " پ نه پم . پ نه پم .پ نه پم !!!*
sajede
91/8/24
خاطرات دکتر بالتازار
مادرش : * تو فرشته ي خدايي از آسمون اومدي .* شيوا :* کجا ؟؟؟*
فرياد بي صداي من
خب بعد
خاطرات دکتر بالتازار
پرسيدم از شيوا که بقيه اش چي شد . شيوا : *گفتم مامان تو کجا آمدي ؟!!*
خاطرات دکتر بالتازار
شيوا :* اتل اتل توتوله - گاو حسن توتوله - نه شير دار نه پستون - شيرو ميبن تبستون*